ثبت دیدگاه

بزرگترین و اصلی ترین مسئله، مدلسازی فرهنگی است

وحید ملتجی

وحید ملتجی

بزرگترین و اصلی ترین مسئله، مدلسازی فرهنگی است

۲۳ / بهمن / ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۷ ب.ظ

نکته ای که در انتخابات شورای شهر در خرداد ۹۲ بیش از هرچیز خود را نشان می داد، توجه به مقوله فرهنگ و کار فرهنگی بود. مسئله ای که هم در بین نامزدها و گروه های مختلف و شعارهایشان هویدا بود و هم در مطالبات مردم و رای دهنگان. از این رو بر آن شدیم تا با انجام چند مصاحبه با مسئولین و برخی چهره های مطرح فرهنگی شهر، به چیستی و چگونگی فعالیت های فرهنگی توسط نهادهایی مانند شهرداری و شورای شهر بپردازیم. حدود فعالیت این نهاها، مسئولیت و وظایف معاونت فرهنگی شهرداری، نحوه تعامل با گروه ها و ارگان های فرهنگی سطح شهر و… از جمله مباحثی است که سعی شده است در این مصاحبه ها به آن ها پرادخته شود.

در ادامه مصاحبه رویش نیوز با وحید ملتجی، از شناخته شده ترین چهره های فرهنگی اصفهان و رئیس شورای سیاست گذاری مجموعه فرهنگی عاشورائیان آورده می شود:

- حوزه فعالیت معاونت فرهنگی شهرداری چگونه باید تعریف کرد؟

*** به نظر می رسد با گسترش شهرنشینی، طبیعتاً در مراودات افراد جامعه نیز باید بازنگری اتفاق افتاده و نقش افراد بر اساس شهرنشینی باز تعریف شود. ما چنین کاری را انجام نداده ایم. یعنی همان شکل سنتی را حفظ کرده ایم و در شهرهایمان فقط رشد فیزیکی اتفاق افتاده است. مانند بسیاری از سازمان ها که صرفاً فیزیکی رشدکرده اند. باید یک بازنگری صورت گرفته و مشخص شود که ما در فضای فرهنگی نیاز به چه ساز و کار جدیدی داریم. فکر می کنم در ابتدا باید به این مسئله پرداخت. یکی از کارشناسان مثالی را می زد با این مضمون که ما در یک روستا سوار یک آسانسور شده ایم و با فشار یک کلید به شهر آمده ایم. حال این شهر ساز و کار غربی دارد و ما در آن تغییری نداده ایم. در حالی که ما به مدل غربی نقد داریم. پس ما باید یک طراحی جدیدی انجام دهیم. حال چه نهادی متولی این کار است. در درجه اول این امر وظیفه نهادهای حاکمیتی است و البته این اتفاق نمی افتد پس به ناگزیر شهرداری باید این بار را به دوش بگیرد.ولی در شهرداری هم این کار اتفاق نیفتاده است. حرکتی که با این نگاه صورت گرفته باشد، ندیده ایم. البته یک سند چشم انداز در شهرداری هست که خیلی کلان است و وقتی وارد سطح پروژه ها می شویم، در می یابیم که نکات خود چشم انداز هم در آن لحاظ نشده است. بزرگترین و اصلی ترین مسئله که در بخش فرهنگی شهرداری باید صورت گیرد، مدلسازی فرهنگی است. این مدل سازی کار نخبگان و کارشناسان است. کارشناسان فن باید در چنین حوزه ای وارد شوند و این مدل سازی را انجام دهند. اگر این کار اتفاق بیفتد بسیاری از مسائل جایگاه خودش را پیدا می کند. در مرحله بعد، شهرداری باید از یک نهاد صرفاً خدمت رسان در حوزه خدمات شهری، به سازمانی تبدیل شود که انجام خدمات فرهنگی، اجتماعی نیز در حیطه وظایفش است. اگر با نگاه مدیریت شهری به شهرداری نگاه شود، این نکته ای است که باید برای پاسخ به نیازهای مردم، لحاظ شود. این نیازها چیست؟ آیادر سطح جمع آوری زباله است یا گسترده تر؟ شهرداری باید در مسائل فرهنگی اجتماعی در شهر جهت ده و تاثیر گذار باشد.

- اولویت های شهرداری در این زمینه چه می تواند باشد؟

*** باید یک مسیر طراحی کرد، سپس در آن مسیر حرکت و اولویت ها مشخص شود. همانطور هم که اشاره شد، طراحی این مسیر وظیفه نخبگان است. تا زمانی که آن مسیر طی نشده است، پاسخ های من سلیقه ای است. ما هر کدام فعالیت هایی انجام داده ایم و در آن زمینه فعالیت، خلإهایی دیده ایم که می توانیم بگوییم. در حال حاضر، هر کارشناس با سلیقه خودش پاسخ میدهد. باید این نظرات تجمیع و در یک فرآیند کارشناسی اولویت بندی شوند، این همان مسیری است که عرض کردم.

- شهرداری در چند سال اخیر حوزه فعالیتش بسیار گسترده شده است. از انجام پروژه های سینمایی گرفته تا برگزاری هیئات. این نحوه ورود را صحیح می دانید؟ آفت های مترتب بر آن چیست؟

*** شهرداری در ساخت و ساز یک نقشه مشخص دارد. پس در عمران خیلی مسئله ای نیست. نتیجه کارش هم قابل اندازه گیری است. یعنی شما می توانید شاخص بگذارید و بدانید که چقدر کار انجام داده اید و … . اما در عرصه فرهنگی شما نمی توانید ارزیابی درستی داشته باشید. آن حرفی را که شما می زنید، می توان این گونه تعبیر کرد که شهرداری  نباید در همه کارها تصدی گری بکند. شهرداری در حوزه فرهنگی زمانی موفق است که بتواند همه سلایق، افکار و توانمندی ها را در راستای یک نقشه کلی به کار گیرد. ما الان آن نقشه کلی را نداریم، چنین نقشه ای طراحی نشده است و این همان قدم اول است که به آن اشاره شد. بعد از آنکه نقشه ای طراحی شد، باید موضوعاتی که قصد ورود به آن ها را دارد، به کاردان و نخبه آن موضوع واگذار کند. همه کاردان ها که در شهرداری نیستند، باید افراد متخصص بیرون از مجموعه شهرداری را هم پای کار آورد و درگیر کرد. این گونه شهرداری عالمانه تر عمل می کند. حالا در عرصه های مذهبی در اصفهان، این امر نمود بیشتری هم دارد. شهر اصفهان پیشینه مذهبی خوبی دارد و گروه هایی که در این عرصه کار میکند. باید از این گروه ها استفاده کرد. چون ما به دنبال این هستیم که معضل حل شود و این گروه ها بهتر این کار را انجام می دهند. چقدر صرفه جویی می شود. اتفاق مهم تری که این جا رخ می دهد، تقویت سرمایه اجتماعی است.

در واقع شهرداری زمانی موفقخواهد بود که مردم احساسش نکنند، کارها باید آنقدر روان پیش برود که لازم نباشد پای هر بنری آرم شهرداری خودنمایی کند. آیا حتماً آرم شهرداری باید دیده شود؟ آیا کسی که وارد شهر اصفهان می شود باید آرم و ساختمان شهرداری را ببیند یا این که شهر این قدر روان باشد که مردم از آن لذت ببرند. با چنین نگاهی مسیری که این چندساله طی کرده ایم، مسیر اشتباهی بوده و این حضورِ بیش از حد ، حتی در برخی مواقع باعث برخی معارضه ها بین مردم و شهرداری شده است. این تبلیغ ها تازه فاصله ها را بیشتر می کند. بسیاری از این اقداماتی که در فضای مذهبی اتفاق افتاده است، اگر مردمی صورت می گرفت، بسیار بهتر بود. اگر اتفاقی در یک محل می خواهد بیفتد، توسط هیئت محل به مردم گفته شود، نتیجه بهتری خواهد داشت. ضمن این که شهرداری یک نهاد حکومتی هم نیست، بلکه مردمی است و بودجه آن هم توسط مردم تإمین می شود. پس باید این گروه ها را این گونه تقویت کند. اگر گروه های فرهنگی به درستی تقویت شوند آن وقت است که هر گروه فرهنگی می تواند برای اصفهان یک ستون قوی باشد.

- تعامل معاونت فرهنگی با این نخبگان و همینطور گروه های فرهنگی چگونه باید باشد؟

*** معاونت فرهنگی باید ارتباطش را با گروه های فرهنگی تقویت کند. ارتباط باید دائم، آسان و عالمانه باشد، به خصوص با نخبگان. من فکر می کنم در حال حاضر ارتباط نخبگان با شهرداری خوب نیست یا ارتباط قدرتمندی وجود ندارد، و این باید تقویت شود. ما باید به جایی برسیم و ظرفیت مان آن قدر بالا برود که حتی به اصفهان بسنده نکرده و از ظرفیت های نخبگانی همه کشور استفاده کنیم. باید دید که آیا می شود مجدداً هجرت اتفاق بیفتد، مانند زمانی که شیخ بهایی و دیگر دانشمندان به اصفهان آمدند؟ آن هجرت چرا اتفاق افتاد؟ در آن زمان حکومت ها زمینه ای را فراهم کردند تا از علم و تخصص این افراد استفاده کنند.  آیا ما در اصفهان می توانیم چنین کاری انجام دهیم؟ به نظر می رسد که این ظرفیت هست. تنها باید تنگ نظری ها را کنار گذاشت. معاونت فرهنگی باید سطح علم، فهم و دانش عمومی تک تک شهروندان را در حوزه فرهنگی بالا ببرد. بنابراین پروژه هایی موفق خواهند بود که در چنین مسیری باشند. باید صفات منفی کنار رود و فضائل و صفات خوب رو بیاید. این که می گوییم هر اصفهانی به اصفهانی بودنش افتخار کند، یعنی اصفهانی ها به نیکوکار بودنشان افتخار کنند. نه مثل وضعیتی که اصفهان را به برخی صفات ناپسند بشناسند. البته این فقط کار شهرداری نیست ولی چون مدیریت شهری در دست شهرداری است، باید افق کلی این جا باشد. باز این در همان سندی است که اندیشمندان باید تنظیم کنند. ضمن این که اگر قرار شد این طرح جامه عمل به خود بپوشد، ناگزیر باید از هنر و خلاقیت استفاده کنیم. چرا هنر؟ چون هنر غیر مستقیم، پیچیده و رمز آلود است. اگر صرفاً کار تبلیغاتی کنیم به جایی نمی رسیم. مثل سبک زندگی که بعد از این که حضرت آقا مطرح کردند، اشخاصی آمدند و موضوعاتی مطرح شد که اساساً بسیاری از آن ها، جزء اخلاقیات بود و ربطی به سبک زندگی نداشت و از سوی دیگر نوع اجرای آن موضوعات هم کاملاً ناشیانه بود. یکی از مدیران ورزشی می گفت در ورزشگاه آزادی روی پیراهن تیم ها نوشته است نماز تشکر از خداست در حالی که همان جا یک نمازخانه ندارند. این نشان می دهد که ما شعاری برخورد می کنیم و کارهایمان صرفاً ابلیغاتی است. چون جامعه ما اصالتاً دین دار است، اگر شهرداری کار خود را در جایگاه خود، درست انجام داد؛ آن وقت است که موعظه موعظه گران تاثیر خواهد گذاشت.

- آفت های نگاه فعلی- وابسته کردن نهادها به شهرداری-چه مواردی است؟ نگاه درست کدام است؟

*** این موضوع یک مقدار پیچیده است و فقط مربوط به شهرداری اصفهان هم نیست. اساساً مدل نظام این است و شما در بودجه دولت هم چنین نگاهی را می بینید. چون ما یک نظامی هستیم متکی به نفت و این پول نفت هم در همه جا جاریان دارد. اصل ماجرا یک بیماری است. اما این شریان هم نمی تواند ناگهانی قطع شود. این کمک در جای خودش باید وجود داشته باشد. ما در جنگ فرهنگی هستیم و قطعاً می بایست با توجه به شرایط تصمیم گیری کنیم. اما  خیلی وقت ها این وابستگی ها غلط است و تا وقتی این پول نفت هست، کار به بدترین وجه پیش میرود. بنابراین اصل سیستم فرهنگی ما که باید از خود بجوشد، ایراد دارد. ما در اقتصادِ فرهنگ مشکل داریم، فرهنگ باید در سبد اقتصادی خانوار قرار بگیرد. در کنار این، بعضی از گروه های فرهنگی باید تحت حمایت قرار بگیرند، چون بعضی موضوعات جزء مصالح اصلی نظام است. یا اگر گروه های شاخص داریم که قله های فرهنگی هستند، باید به گونه ای دیگر با آن ها رفتار کرد. برنامه ریزی برای این کار نیاز به یک تفکر دقیق دارد. منتهی در فضای فعلی باید به بخشی کمک ریالی، ،به برخی کمک امکانات و یا کمک مکانی و حتی به گروهی مشاوره فکری داد. واقعاً به کلینیک مشاوره فرهنگی نیاز داریم، خصوصاً در اصفهان با این حجم بالای گروه های فرهنگی نیاز اصلی ما کمک های فکری است. این مشاوره باید همراه با خدمات باشد. مثلاً الآن ما آمار فرهنگی نداریم، در حالی که این آمار و اطلاعات در کار فرهنگی حیاتی است و به خاطر نبود همین آمار است که ما مرکزهایی داریم که موازی کار می کنند و بازخورد آن را هم ندارند.

- نیاز سنجی و نیاز سازی برای مردم موضوع دیگری است که می خواهم درباره آن سوال بپرسم، مثلاً در بخش نشاط عمومی اگر از مردم نظرسنجی کنیم مردم بیشتر  نیاز  به کنسرت و سیرک و … را دارند. در حالی که در سبک زندگی اسلام نشاط عمومی لزوماً با این ها تعریف نمی شود.

*** شهرداری باید ذائقه مردم را تغییر و نشاط را در شکل درست ارائه کند. اگر این کار را نکنیم مردم همان روش معمول را طالب خواهند بود. مثلاً در جشن های مناسبتی معمولاً تلویزیون الگوست که یک ورزشکار یا یک هنرمند می آورند به همراه یک خواننده. همه جا هم به این مدل می پردازند. یا جشن های میدانی که ما مدل درستی برای آن نداریم. جشن های ملی و مذهبی ما هم همین گونه است و بلد نیستیم چگونه یک جشن خوب برگزار کنیم. شهرداری در این عرصه علی القاعده باید روی ذائقه مردم دست بگذارد و برنامه فاخر ارائه دهد. همین امر ذائقه مردم را تغییر می دهد و آن را بالا می برد. ما هفته بزرگداشت اصفهان داریم در حالی که برنامه های این هفته با مردم ارتباط برقرار نکرده است، چون ما هراس داریم از این که مردم در کنار هم وجه شادمانی را ارائه کنند.  به خاطر همین می افتیم در مدل های مبتذل معمول. باید در مقوله جشن های میدانی کار کرد. منتهی این کار یک دستگاه و دو دستگاه نیست، بلکه همه باید در آن شرکت کنند تا بتوان یک برنامه فاخر ارائه داد. مثلاً در بخش موسیقی ما اگر موسیقی فاخر ارائه نکنیم، آن گاه گوش مردم به موسیقی مبتذل عادت می کند. ما در عزاداری هم مشکل داریم، در اجتماعات مذهبی ضعف داریم آن هم به این خاطر است که برنامه خاصی برای آن نداریم.

- رابطه شهرداری با نهاد های حکومتی چگونه باید باشد. مثلاً در اصفهان ما الان از لحاظ سالن تئاتر و … وضع مناسبی نداریم. حالا این وظیفه شهرداری است یا اداره فرهنگ و ارشاد؟

*** اولاً برای انجام این اتفاق باید مهندسی فرهنگی شکل بگیرد. دیگر دوره کارهای قومی و قبیله ای گذشته است. تا وقتی این شکاف وجود دارد فرهنگ غربی از آن استفاده می کند. مردم بدون محتوای فرهنگی نمی توانند زندگی خود را پیش ببرند. پس این نیاز را از جایی تامین می کنند. باید مسئولین امر اندیشمندانه کار کنند و هر چه زودتر این کار را به نتیجه برسانند.  باید یک تقسیم کار درست صورت گیرد. اصفهان در هر زمینه ای می تواند قطب باشد. در عرصه ادبیات، تئاتر، علم و … اصفهان باید قطب شود. چون در کشور کاری هم نشده اگر ما کاری انجام دهیم راحت می توانیم به این مهم دست یابیم. آن وقت است که مردم اصفهان به این جنبه های شهر اصفهان می نازند. البته همین شناسایی عرصه ها یک کار کارشناسی می خواهد. این ها باید مشخص و با توجه به آن تقسیم کار شود. اگر قرار است ما قطب تئاتر شویم، همه باید تقسیم کار کنند. چرا نشود؟ مردم فرهنگ پذیرند، باید به گونه ای شود که هر خانواده اصفهانی یک هنرمند داشته باشد. اصفهان چون هنوز فضای بومی خود را دارد و کلانشهر نشده است اگر این گونه تقویت شود، این امر شدنی است.

- پیوست فرهنگی هم مطلبی است که اکنون ادعا می شود که اجرایی شده، این مسئله را چطور می بینید؟

من اصلاً پیوست فرهنگی را -این گونه که هست- قبول ندارم. بلکه در بطن هر کاری باید این بحث فرهنگی جدی گرفته شود. قطعاً مدیران باید ضمن این که تخصص مربوطه را دارند اما ذات و نگاهشان هم فرهنگی باشد. وقتی چنیین اتفاقی افتاد، قطعاً وضعیت بهتر خواهد شد. هر چه پروژه قوی تر، باید کارشناسان فرهنگی قوی تری در کنار آن باشند. یک نمونه هم اشاره کنم و آن هم شهر رویاها کنار میدان میوه و تره بار است. در مورد شهر رویاها، تعبیر من این است که ما یک تکه از غرب را بریده و آورده ایم در کنار اصفهان. و این اگر افتتاح شود با استقبال هم روبرو می شود، ولی نمی توان گفت که چون با استقبال روبرو شد، قابل تحسین و درست هم هست. این کار از ریشه غلط است. اصلاً ما در فرهنگ اسلامی خودمان چیزی به نام رویا نداریم، از اسمش گرفته تا ایجاد هیجان های کاذب به عنوان سرگرمی که اصلاً جایی در فرهنگ ما ندارد، غلط است. و از آن بدتر این که شکل آن را اسلامی کنیم، کار غلط را مضاعف غلط می کنیم. این را مثال زدم که بگویم ذات این مسئله ایراد دارد. ما باید نگاه کنیم که اسلام تفریح و نشاط را چگونه می داند. ایجاد هیجان های کاذب یا بازی هایی که مناسب فرهنگ ما است؟ باید ببینیم وقتی این پروژه طراحی شده است پیوست فرهنگی داشته یا خیر؟ من می گویم پیوست فرهنگی به این شکل کاملاً غلط است. ما متاسفانه به سمتی می رویم که کارهای فرهنگی، موزه وار می شود. مثل میدان امام علی، پروژه میدان امام علی با این که احیای یک میدان قدیمی است ولی اثرات فرهنگی مناسبی از آن گرفته نشده است. الآن برای این مغازه ها چه اتفاقی باید بیفتد، آیا استفاده تجاری می شود یا فرهنگی. ابعاد فرهنگی این موضوعات با توجه به این که قرار است توسعه یابد قطعاً باید مورد نظر قرار گرفته و فرهنگ جمهوری اسلامی دیده شود نه این که ما یک احیای فضای قدیمی داشته باشیم که نگاه اقتصادی آن بیشتر به چشم می آید.

 - صحبت پایانی:

فکر می کنم شهرداری باید در دوره جدید رویکرد فرهنگی اجتماعی داشته باشد. قرار نیست باقی خدمات نادیده گرفته شود، ولی رویکرد شهرداری باید این گونه باشد. اگر شهرداری هوشمندانه نگاه کند باید نگاهش فرهنگی اجتماعی و مدیران آن هم باید اندیشمندان باشند. ما فکر می کنیم که در شهرداری فقط آدم های اجرایی باید کار کنند در حالی که یک سری از این مسندها اگر در اختیار یک فرد حکیم قرار بگیرد، بهتر عمل می کند. مثالی هم که می زنم شیخ بهایی است، که حکومت وقت آدم های اجرایی خودش را در اختیار دانشمندان قرار می دهد و طوری شده که ما هر کار می خواهیم کنیم به آن دوران ارجاع می دهیم. منتهی الآن برعکس است چون آدم های اجرایی در مسند هستند و اندیشمندان در ذیل آن ها.

http://rooyeshnews.com/headlines/cultural/65699-3921123080132.html

+ دیـــدگاه