ثبت دیدگاه

بهشت ۲۳ فروردین ماه ۱۳۹۴

بهشت_930123 (7)3

بهشت ۲۳ فروردین ماه ۱۳۹۴

۲۷ / اردیبهشت / ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۹ ب.ظ
جلسه دوم "از پدر به فرزند"
میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سخنران : حجت الاسلام مهدوی ارفع
و مداحی برادران حاج محمد یزد خواستی و سید رضا نریمانی

سخنرانی – تقوا راس همه ارزشهای اخلاق است
مدح حضرت زهرا (سلام الله علیها) – محمد یزدخواستی
مولودی- محمد یزدخواستی  و سیدرضا نریمانی

يا لطيف

 پاي اين جملات دل بياوريد

اميرالمومنين علي عليه السلام در نامه 31 نهج البلاغه تمام تجربه، علم، معرفت و اشراف اش به هستی را راحت و مجانی در اختیار ما می گذارد. "پس از ستایش پروردگار همانا گذشت عمر و چیرگی روزگار و روی آوردن آخرت مرا از یاد غیر خودم بازداشته و تمام توجه مرا به آخرت کشانده است که به خویشتن فکر می کنم و از غیر خود روی گردان شده ام که نظرم را از دیگران گرفت و از پیروی خواهش ها باز گرداند و حقیقت کار مرا نمایاند و مرا به راهی کشاند که شوخی بر نمی دارد و به حقیقتی رساند که دروغی در آن ندارد." (1)

اين غافله عمر عجب مي گذرد...

اگر خاطرتان باشد در جلسه ی قبل به بهانه ی اولین فراز این نامه ی نورانی گفتیم اولین سخن این نامه با پدرها، مادرها، بزرگترها و مربی ها است. تا اول خودشان ببینند آيا باور کرده اند که عمر از دست رفته است؟! آيا باور کرده اند که در اسارت روزگار بوده اند؟! اگر خودشان اين موضوع را شهودی و حضوری درک کرده باشند، آن وقت جوهر و قلم امیرالمومنین علیه السلام، آدم ها را احیا می کند. ولی اگر ما  باور نکرده باشيم که عمر از دست رفته و فرصت ها مثل ابر گذشتند (2) هر چقدر هم که دیگران را نصیحت کنيم این نَفَس اثر ندارد. شنونده هم تا وقتی خودش را در این حقیقت قرار ندهد، شنیدن هم اثر ندارد. این جا امیرالمومنین علیه السلام نکته ی جالبی را بیان می کنند در واقع می خواهند به ما بگویند خوشا به حال آن زن و مردی که در میانسالی کم کم بوی غربت و سفر مرگ را احساس می کنند. شامه ی روح آن ها بوی قبر و برزخ را بیش تر از بوی دنیا می چشد و حواسشان هست که عمر گذشت. « يَا أَبْنَاءَ الْأَرْبَعِينَ جِدُّوا وَ اجْتَهِدُوا » (3)

اولین نکته این است که بزرگترها؛ آيا واقعاً دلتان برای خودتان می سوزد یا نه؟ کسی که مرگ را در دو قدمی خودش ببیند، دلش اول و آخر برای خودش می سوزد. ولی متاسفانه عده اي به قول امیرالمومنین علیه السلام به جای این که «نفس عقول داشته باشند، نفس فضول دارند»(4) انساني نفس عقول دارد که به طور مثال وقتی شخصی فقير وگرفتار را مي بيند كه گرسنه است و مال و لباسي ندارد، دلش برای او می سوزد ولی بلافاصله به خودش رجوع می کند و با خود  می گوید این شخص دچار فقر مادي است ولی او فقر معنوی اش را چه می کند؟! فقر مادی را با پول می شود حل کرد ولی بی لباسی تقوا را چه باید کرد؟! گرسنگی معنویت خودش چه می شود؟! این نفس عقول است. لذا نتيجه داشتن نفس عقول، زباني پرسشگر  است. امیر المومنین علي عليه السلام در محضر پیامبر عزیز، خیلی پرسشگر بود. آیا پدر و مادر های جلسه ی ما و پدر و مادرهایی که بعدها صدای ما را خواهند شنید باور کرده اند که از عمر چیزی نمانده است. قدیمی ها رسم خوبی داشتند با فاصله های کم از خودشان عکس می گرفتند تا گذر زمان را ببیند. با یک آلبوم می توانستند از اولین روز تولد تا هفتاد سالگی خود را ورق بزنند.

انواع دلسوزي

ما چند نوع دلسوزی داریم. ببینید کدام يك از آن ها در ما هست، کدام باید باشد و کدام نباید باشد. من لیستی از دلسوزی ها را نوشته ام؛ گاهی اوقات دلسوزی ما اینگونه است که دنیای ما  برای دیگران فدا می شود. زحمت و خستگی را ما متحمل می شویم که دنیای دیگران آباد شود. این دلسوزي  اگر با خلوص نیت باشد و منت در آن نباشد همان ایثار است. « وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا » (5) « وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (6) اين افراد، دیگران را بر خود مقدم می کنند با وجود این که به آن چیزی که می بخشند خودشان بیشتر احتیاج دارند. اگر اخلاص در نیت داشته باشیم و بعد از عمل هم منت نگذاریم، اين دلسوزي خوب است. گاهی ما دنیای خودمان را خرج آخرت دیگران می کنیم. این احسان است. به طور مثال طلبه اي که به اردوهای جهادی می رود تا دیگران را نجات دهد. این احسان خوب است. او سختي می کشد تا دیگران هم، راه هدایت را پیدا کنند. یک نوع دلسوزی دیگر هم داریم؛ که ما آخرت خود را برای دیگران بسوزانیم. این دلسوزی خوب نيست. مثل خیلی از پدر و مادرها كه به طورمثال نماز اول وقت، رعایت حلال و حرام و عزت خود را زير پا می گذارند تا جهیزیه ی فرزندشان را تهيه کنند. گاهی ما متاسفانه آخرت خود را برای آخرت دیگران خراب می کنیم.  به دیگران راه را نشان می دهیم ولی آخرت خود را برای آخرت دیگران سوزانده ایم. اگر اینگونه است باید اول به داد خودمان برسیم. اين يكي از آفت هايي است كه اکثر افرادی که در عرصه های فرهنگی فعاليت مي كنند به آن مبتلا می شوند و خودشان را فراموش می کنند. نماز اول وقت و نماز شب خود را از دست می دهند و تا دیر وقت کار می کنند تا دیگران از نظر فرهنگی نجات پیدا کنند. این آفت خطرناکی است. گاهی اوقات مي خواهيم دنیای دیگران را برای دنیای خود خراب کنیم. این استکبار است. فرد دنیای خود را اصل گرفته و بقیه باید در خدمت دنیای او باشند. مردم گاهی در ناشکری نسبت به انقلاب و نظام اینگونه اند. می گویند انقلاب برای ما چه کرد؟! این ها افرادی هستند که می گویند همه ی دنیا باید برای خدمت به آن ها جمع شوند. گاهی ما دنیای دیگران را برای آخرت خودمان می خواهیم. این هم در مکتب روایی ما پسندیده  نیست. به طور مثال دیگران ما را تامین کنند تا ما برویم زاهدانه اعتکاف کنیم . امام در جوانی كه با طلبه ها به زیارت امام رضا علیه السلام مي رفتند، کمترین زمان را در بین طلبه ها در حرم بودند. سريع بر مي گشتند و براي بقيه  چایی آماده کرده اند. چرا؟ چون خدمت به زائر امام رضا علیه السلام را درك مي كرد. گاهی وقت ها آخرت دیگران را برای دنیای خودمان می خواهیم که خیلی ظلم است. به طور مثال شخصی می خواهد به ریاست برسد و شخص دیگری را جارچی تبلیغاتی خود قرار مي دهد تا هر دروغی را بگوید و هر تخریبی را انجام دهد تا او رییس شود. این دلسوزی خیلی بد است.گاهی فكر مي كنيم داريم از آخرت دیگران  برای آخرت خودمان استفاده می کنیم. این یک توهم است. هیچ شخصي تا به حال حاضر نشده یک ریال از آخرت خود را برای آخرت شما بدهد به این شرط که آخرتش را از دست بدهد تا شما به جایی برسید. امکان ندارد. مگر این که فوق العاده جاهل باشد و به مردم راه را نشان دهد ولی خودش به بیراهه برود. یک دلسوزی ديگر هست که خیلی جامع و خوب است و حرف ما با پدرهاست. پدرها؛ اگر دلتان برای خودتان می سوزد دنیا و آخرت خودتان را خرج آخرت خود کنید. حالا ببینید امیرالمومنین عليه السلام چه می گوید: «به خویشتن فکر می کنم و از غیر خودم رویگردان شده ام که نظرم را از دیگران گرفت و از پیروی خواهش ها بازگرداند و حقیقت کار مرا نمایاند و مرا به راهی کشاند که شوخی برنمی دارد و به حقیقتی رساند که دروغی در آن راه ندارد، و تو را دیدم»(7)

بهترین باقیات و صالحات فرزند صالح است

 اگر حضرت در اواخر عمر این قدر مشغول خودش است برای چه وقت گذاشته و برای دیگری نامه می نویسد؟ جوابش این است؛ این دلسوزی هم به خودش برمی گردد. وقتي برای فرزندش وصیت می نویسد، این یک دلسوزی برای خودش است. « و تو رادیدم که پاره ی تن منی، بلکه همه ی منی، آنگونه که اگر آسیبی به تو برسد به من رسیده است و اگر مرگ به سراغ تو آید زندگی مرا گرفته است. پس کار تو را کار خودم شمردم و نامه ای برای تو نوشتم تا تو را در سختی های زندگی رهنمون باشد. حال من زنده باشم یا نباشم.»(8) این که ادعا کردم این کار حضرت برخلاف آنچه می گوید نیست، یعنی دلسوزی برای خودش است دو دلیل دارد. اول این که پدر و همچنین مادر نسبت به فرزند تکلیف شرعی دارند و با انجام صحیح و به موقع تکلیف خود، در محضر خدای متعال تکیف خود را انجام می دهند و به قرب خدا می رسند. پس این یک استفاده از فرصت تکیف جهت دلسوزی برای خودشان است. همان طور که ترک تکلیف انسان را در قیامت عقب می اندازد. دوم این که اگر فرزندی صالح باشد، هر عمل صالحی که انجام دهد علاوه بر این که خودش فیض آن را می برد، به پدر و مادر او هم فیض می رسد. لذا بهترین باقیات و صالحات فرزند صالح است. قرآن کریم در مورد پدر و مادرهایی که به فکر خانواده خود هستند، و آن هایی که به فکر خانواده خود نیستند آیه دارد. در مورد آنها که به فکر هستند می فرماید: « قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ »(9) خودتان و خانواده تان را حفظ کنید از آتش وحشتناکی که سوخت آن سنگ ها و انسان ها هستند. در مورد کسانی که حرف خدا و پیغمبر را قبول ندارند و به سمت حرام می روند در سوره ی مبارکه زمر می فرماید:« الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ مُبين " (10)بدبخترین آدم شخصی که خود و خانواده اش را به جهنم می برد. بنابراین دلسوزی برای فرزندانتان دلسوزی برای خودتان است.

چهار توصيه از كلام امام متقين

حضرت در این بخش از نامه 31 نهج البلاغه چهار رکن اصلی از توصیه های خودشان را ارائه می کنند. بخش اول، تنظیم رابطه ی خود با خداست. اگر از خدا شروع كرديم بقیه ي کارها درست می شوند. اما اگر از مردم و خود و دنیا شروع کردیم دیگر نمی توانیم هیچ چیز را هماهنگ کنيم. اول باید محور را پیدا کنیم. پس بخش اول در واقع نوعی مدیریت ارتباط امام حسن عليه السلام و فرزندان امیرالمومنین عليه السلام با خداست. «پسرم، همانا تو را به ترس از خدا سفارش می کنم»(11)ای کاش کسی پیدا می شد برای کلمه ی تقوا واژه ی رساتری پیدا کند. ترس و پرهیز و حذر هیچ کدام معنی تقوا را نمی رساند. یک نوع ادب در تقوا هست. تقوا محصول یک فهم و عقلانیت است که حتی اگر مایه ی ترسی هم در مقابل انسان باشد، حدود را رعايت می کند. مثل جوان سی ساله ای که پدر پیري دارد و مثل يك نوکر در مقابل او تعظیم می کند. آیا او از پدرش می ترسد؟! خیر، این تقواست. یعنی شان پدر را فهم کرده است. بياييد خدا را آنگونه که حق اوست بشناسیم تا آنگونه که حق اوست مراعاتش کنیم. « پسرم همانا تو را به ترس از خدا سفارش می کنم و این که پیوسته در فرمان او باشی»(12)یعنی اطاعت محض از خدا. لزوم در عربی به معناي چیزی است که دائم به چیز ديگري چسبیده است. حضرت می گوید نسبت به امر خدا ملازمه داشته باش. « و این که پیوسته در فرمان او باشی و دلت را با یاد او آباد کنی و به ریسمان او چنگ بزنی» (13)این چهار توصیه است؛ 1- تقوا 2- اطاعت دائم امرخدا  3- آباد كردن دل با ذكر خدا و 4-  اتصال دائم به  ریسمان خدا.

چه وسیله ای مطمئن تر از رابطه ی ما با خدا

اگر رابطه ی ما با اصل تنظیم شود بقيه چيزها هم درست مي شود. اگر کسانی هستند که از بی تقوایی گره در کارشان افتاده و مثل کلاف سر در گم شده اند، راهش این است که حضرت می فرمایند؛ اول باید رابطه شان را با خدا درست کنند. آن موقع چنان رابطه شان با دیگران درست می شود که در مخیله ی هیچ روانشناسی نمی گنجد. « مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ،  أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ »(14)اگر رابطه ي بین خدا و خود را درست کردید خدا هم رابطه ي بین شما و مردم را درست می کند. « وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ »(15)

در نهج البلاغه در مورد این چهار نكته حرف های زیادی هست؛

اصل و اساس اخلاق، تقواست

حضرت در حکمت 410 فرموده اند: « تقوا رئیس الاخلاق» (16) راس و رئیس همه ی اخلاق، تقواست. مثل رئیسی که اگر جایی باشد همه گوش به فرمان او هستند. تقوا اصل و اساس اخلاق است. ؛ تقوا شنیدنی نیست. هدف، با تقوا شدن است نه در مورد تقوا مقاله نوشتن. در خطبه ی 158، بند دوم حضرت مي فرمايند: « ای بندگان خدا بدانید که تقوا دژی محکم و شکست ناپذیر است اما هرزگی و گناه خانه ای در حال فروریختن و خوار کننده است که از ساکنان خود دفاع نخواهد کرد و کسی که به آن پناه ببرد در امان نیست. آگاه باشید با پرهیزکاری ریشه های گناهان را می توان برید"(17) وقتی به سراغ تقوا بروید حرص و شهوات و حسد و ... همه را می توانید اصلاح کنید. با تقوا مي توان به برترین جایگاه معنوي رسید. ولی ما تقوا را رها کرده ایم و به دنبال عرفان نظری هستیم و خود را گول می زنیم.« ای بندگان همانا خدا راه حق رابرای شما آشکار کرده است و جاده های آن را روشن نگاه داشته است. پس یا شقاوت دامن گیرتان و یا رستگاری جاویدان در انتظار شماست . پس در این دنیای نابود شدنی برای زندگی جاویدان آخرت توشه برگیرید که شما را به زاد و توشه راهنمایی کرده اند.(18)- « ان خیر زاد التقوی» (19)- وبه کوچ کردن از دنیا فرمان داده اند و شما را برای پیمودن راه دنیا برانگیخته اند. همانا شما چنان کاروانی هستيد که به انتظار در جایی مانده و نمی دانند در چه زمانی آنان را فرمان حرکت می دهند." سال ها قبل روز عاشورا در بازار تهران سخنرانی می کردم. مجلس سنگینی بود. وقتی تمام شد می خواستم به جلسه ی بعدی بروم. در مجلس می خواستند ناهار بدهند و درهای اصلی را بسته بودند و فقط در کوچکی را به  کوچه ای بن بست باز کرده بودند. زيادي جمعیت اجازه ی خروج نمی داد. به جوانی گفتم برو ببين چه خبر است. برگشت و گفت حاج آقا نمی شود خارج شد. جوانی هنگام خروج در حال بستن بند کفشش قبض روح شده است .« وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ ا ».(20)« آگاه باشید با دنیا چه می کند کسی که برای آخرت آفریده شده است. با اموال دنیا چه کار دارد کسی که همه ی اموال او را بزودی مرگ می رباید و تنها کیفر حسابرسی آن برعهده ی انسان باقی می ماند(21) « فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب»(22) « بندگان خدا خیری را که خدا وعده داد رها کردنی نمی باشد و شری که از آن نهی فرمود دوست داشتنی نیست. اي بندگان خدا از روزی بترسید که اعمال و رفتار انسان وارسی می شود.»(23)

برويد و تفكر خالصانه داشته باشيد

برادران و خواهران عزیز همین امشب و فردا بروید یک گوشه بنشینید و  فرض کنید اگر همین الان مرگ به سراغ شما بیاید و هر آنچه که در گوشی موبایل و کامپیوتر دارید تا آن چه كه در نیت ها و رفتارتان دارید فاش شود. چقدر آماده اید؟!  ما چه طور نمی توانیم حتی این فرض را تحمل کنیم! ولي قیامت که همه چیز گشوده می شود چه طور تحمل  خواهيم كرد؟! « يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ »(24)اگر برای آن روز آماده باشیم خیلی خوش به حالمان است. روزی که پر از تشویش و اضطراب است و کودکان در آن روز پیر می شوند « فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا »(25) چطور از قیامتی نمی ترسید که از وحشت آن بچه ها پیر می شوند. ما هنوز قیامت را باور نکرده ایم. « ای بندگان خدا بدانید که از شما نگاهبانان بر شما گمارده اند و دیده بانانی از پیکرتان برگزیده و حافظان راستگویی که اعمال شما را حفظ می کنند و شماره ی نفس های شما را می شمارند. نه تاریکی شب آن ها را از شما می پوشاند و نه دری محکم شما را از آن ها پنهان کرده است. »(26)

عالم محضر خداست

خواهران بزرگوار و برادران عزیز؛ دستان ما جاسوسان حیّ و باشعور خدا هستند. پای ما، پوست بدن ما، زبان و چشم ما همه و همه جاسوسان خدا هستند. در مراقبت ما زرنگ هستند و ما با همین ها گناه می کنیم. در سوره ی مبارکه ی یاسین می فرماید:« الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ »(27)امشب بروید فکر کنید. این حرف ها جز با تفکر خالصانه نتیجه نمی دهد. فکر کنید اين نگاهبانان در خلوت و تاریکی هم با ما هستند. باید وحشت ما را بگیرد که  هیچ جا را حت نیستیم. در همه حال مراقب ما هستند. این ها که دست و پا هستند، آن دو ملک جای خود دارند، امام زمان ارواحنا فداه جای خود دارد. در روایت داریم که حتی زمین هم شهادت خواهد داد.« يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا »(28) این تکلیف دوم ماست. توجه دائم به این داشته باشيم که نه فقط خدا، دست و پا و زمین و زمان ناظر و شاهد ما هستند.

حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا

خطبه 83، در فهماندن تقوا به کسی که دل داشته باشد فوق العاده است.  حضرت در بند ششم خطبه 85 مي فرمايند: « وه چه مثال های بجا و پندهای رسایی وجود دارد اگر در دل های پاك بنشیند و در گوش های شنوا جا گیرد و به اندیشه های مصمم و عقل های با تدبیر برخورد کند.  معلوم است موعظه های امیر المومنین عليه السلام جز به دل پاک نمی نشیند. دیگرانی هم بودند در مسجد کوفه این سخنان را شنیدند ولي خون به دل مولا کردند. خوش به حال شما که دل هاي پاك دارید. بیایید سعی کنیم هر شب که دور هم جمع می شویم تصميم بگيريم تا هفته ي آينده حداقل دو تکلیف انجام دهیم. از همین امشب بنشینیم و قبل از این که خدا و ملائکه مقابل چشمان خلق الله به حساب ما برسند خودمان زندگی خود را بررسی کنیم حضرت در این جا می خواهند الگوی تقوا را به ما معرفی کنند،« از خدا چونان کسی پروا کنید که سخن حق را شنید و فروتنی کرد، گناه کرد ولی اعتراف کرد»(29) دوستان گناه نكنيد ولي اگرمعصيت كرديد نگذارید بيشتر از هفت ساعت طول بکشد، با خود نگویید كه حال گریه ندارید، این فریب شیطان است. به گناه خود در برابر خدا اعتراف کنید. وقتی اعتراف می کنید حجاب بین شما و خدا کنار می رود. چون زشتی عمل شما مقابل چشمتان می آید. وقتی اعتراف می کنیم در برابر خدا می شکنیم و وقتی خوار شدیم، خدا ما را عزیز می کند. در ادامه مي فرمايند: « ترسید و به اعمال نیکو پرداخت ، پرهیز کرد و پیش تاخت، یقین پیدا کرد و نیکو کار شد»* اگر یقین دارید مرگ دست ما نیست به چه امیدی مي خواهيم حسابرسی امشب را فردا انجام دهیم. فردا هم شیطان برای ما نقشه ای آماده کرده است. چرا اکثر ما وصیت نامه نداریم. این ها هشدار است. مگر شخصي که کفن اش بالای سرش و وصیت نامه اش زیر سرش است و رو به قبله خوابيده، مي تواند بی خیال بخوابد و بی خیال زندگی کند. متاسفانه این ها از سبک زندگی ما فراموش شده است. در ادامه مي فرمايند:« پند داده شد و آن را به گوش جان خرید، او را ترساندند و نافرمانی نکرد، به او اخطار داده شد و به خدا روی آورد.»(30)

گناه ما را از هدف خلقت دور مي كند

همین الان به خدا رو كنيم و بگوییم در غفلت بوده ایم ولي الان در قلب خود را  به دست مولا علی علیه السلام به سمت تو کرده ایم.« پاسخ مثبت داد و نیایش و زاری کرد، بازگشت و توبه کرد، و در پی راهنمایان الهی رفت. پیروی کرد و راه را نشانش دادند و شناخت، شتابان به سوی حق حرکت کرد و از نافرمانی ها گریخت. سود طاعت را ذخیره کرد و باطن را پاکیزه نگه داشت و خرد را آبادان و زاد و توشه برای روز حرکت و هنگام حاجت و نیازمندی آماده ساخت و آن را برای اقامتگاه خویش، پیش فرستاد، ای بندگان خدا برای هماهنگی با اهداف آفرینش خود از خدا پروا کنید.»(31) کدام فیلسوفی می تواند چنین جمله ای را بگوید. گناه ما را از هدف خلقت دور می کند. سردر گمی های ما از بی تقوایی است. بعضی آدم های جاهل می آمدند محضر آیت الله خوشوقت و می گفتند این آدم چیزی بلد نیست، هر چه از او مي پرسند در جواب می گوید تقوا داشته باشید. " و آنچنان که شما را پرهیز داد از مخالفت با خدا بترسید تا استحقاق وعده های خدا را پیدا کنید و از بیم روز قیامت بر کنار باشید." حضرت راه را به ما نشان داده است. انسان با تقوا با خود می گوید تا کی باید در این زندان دنیا بماند. « وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ »(32) اگر اجلی که خدا قرارداده مانع آن ها نبود دوست نداشتند به اندازه ی یک پلک زدن جانشان اسیر تن آن ها باشد. چرا؟ به خاطر شوق ثواب و ترس از عقاب .« شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ »(33)چرا؟ چون هر روز این دنیا پر از فتنه است.

سفر تا خدا با مركب شب زنده داري

در بند 9 خطبه 83 حضرت مي فرمايند:« از خدا چون خردمندی بترسید که دل را به تفکر مشغول داشته و ترس از خدا بدنش را فرا گرفته و شب زنده داری خواب از چشم او ربوده است» حضرت راه با تقوا شدن را تفکر معرفی کرده است. بهترین راه با تقوا شدن این است كه بگوييم؛ خدایا من از همه ي آدمیان خود را بهتر می شناسم و بهتر مي دانم چه وضعیتی دارم و تو هم بهتر از خودم مرا می شناسی، اگر الان با این حال بمیرم چه می شود؟! حیف، سحر که وقت شب زنده داری است ما خواب هستیم و روز که زمان غفلت است فکر می کنیم بیداریم.« هرگنج سعادت که خدا داد به حافظ، از یمن دعای شب و آه سحری بود»(34) امکان ندارد کسی بدون سحر به جایی برسد. امام عسگری علیه السلام می فرمایند: « به سوی خدا سفری است که جز با مرکب شب زنده داری پیموده نخواهد شد»(35) متقین در سحرها ضجه می زنند. رهبر انقلاب می فرموند اگر با مطهری به سفر می رفتیم، کسی سحر ها خواب نداشت. چون ایشان 2 ساعت به اذان صبح بيدار مي شد و ضجه مي زد و گریه می کرد. چرا؟ چون سحر را درك مي كرد. آیت الله مرعشی می فرمودند: ايشان گاهی که به منزل من می آمد، نیم ساعت مانده به اذان در گوشه ای سجاده اش را پهن می کرد و فکر می کرد. اگر خداي ناكرده به ما بگویند الان که به خانه می رویم آخرین باری است که مادرمان را می بینیم آيا می رویم می خوابیم ؟! هنگام نماز با خود فكر كنيم اگر این آخرین نمازي باشد كه مي خوانيم  آيا همین گونه  و بدون حضور قلب  می خوانيم؟!« شب زنده داری خواب از چشم او ربوده بود و به امید ثواب، گرمی روز را با تشنگی گذرانده، با پارسایی شهوات را کشته است. و به نام خدا زبانش را همواره به حرکت در آورده ترس از خدا را برای ایمن ماندن در قیامت پیش فرستاده، از تمام راه ها جز راه حق چشم پوشی کرده و از بهترین راهی که انسان را به حق می رساند پیروی کرده چیزی او را مغرور نساخته و مشکلات و شبهات او را نابینا نمی سازد، مژده ی بهشت و زندگی کردن در آسایش و سرای جاویدان و ایمن ترین روزها او را خشنود ساخته است. با بهترین روش از گذرگاه دنیا عبور کرده ، توشه آخرت را پیش فرستاده و از ترس قیامت در انجام اعمال صالح پیش قدم شده است.»(36)

آدم با تقوا را بايد در جزييات شناخت

اگر در مسیری سر راه مردم سنگی دیدید آن را بردارید. این از تقواست. اگر دیدید تکه نانی روی زمین افتاده آن را بردارید، تمیزکنید و بخورید. قدیمی ها اینگونه نورانی شدند. آدم باتقوا را باید در جزییات شناخت. شخصی نزد پیامبر صلي الله عليه و آله آمد و گفت من مانوس نماز جماعت شما هستم امروز دیر رسیدم و شما حمد را شروع کرده بودید، چقدر ثواب از دستم رفت؟ حضرت به روبرو نگاه کردند و کوه ابوقبیس را نشان او دادند و فرمودند، اگر به اندازه ی تمام این کوه طلا بدهی ثوابی که از دستت رفت جبران نمی شود. بعضی نمی دانند دست خالی بودن در قیامت یعنی چه؟!« از ترس قیامت در انجام اعمال صالح پیش قدم شده است، ایام زندگی را باشتاب در اطاعت از پروردگار گذرانده است و در فراهم آوردن خشنودی خدا با رغبت تلاش کرده، از زشتی ها فرار کرده و امروز رعایت زندگی فردا کرده و هم اکنون آینده خود را دیده است. پس بهشت برای پاداش نیکوکاران سزاوار و جهنم برای کیفر بدکاران مناسب است و خدا برای انتقام گرفتن ستمکاران کفایت می کند و قرآن برای حجت آوردن و دشمنی کردن کافی است.»( 37)

دعا می کنیم برای همه ی دل های پاکی که حرف های امیرالمومنین عليه السلام  به دل آن ها نشست و تصمیم گرفتند بروند و ببینند چه دارند که اگر بر ملا شود اوضاعشان خراب می شود. براي آن ها كه تصمیم گرفتند از امشب برای خود کاری کنند.

خدایا ما انسانیم و پراز هوای نفس و حقارت ولي به بهانه ی یک عیدی شاد هستیم. خدایا آيا از فاطمه زهرا سلام الله عليها  بالاتر هم هست که از وجود او شاد شوی. ما با همه ی حقارت، وقتی می گوییم فاطمه قلب هایمان می لرزد. خدایا تو را قسم می دهيم به چادر خاکی مادرمان فاطمه زهرا سلام الله عليها از سر تقصیرات و گناهان تمام ما و همه ی محبان فاطمه زهرا سلام الله عليها بگذر. خدایا تورا قسم مي دهيم به عصمت و مظلومیت فاطمه زهرا سلام الله عليها همین امشب لذت تقوا و ترک گناه و انس با خود  در سحر را به همه ی ما بچشان.

پاورقي:

1-نهج البلاغه- نامه 31

 2-مستدرك‏الوسائل- ج 12- ص 142- قَالَ امام علی عليه السلام:" الْفُرَصُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ" فرصت ها مثل ابر مي گذرند."

3- مستدرك‏الوسائل- ج -6 ص 75- عَنِ النَّبِيِّ صلي الله عليه وآله : "خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى مَلَكاً تَحْتَ الْعَرْشِ يُسَبِّحُهُ بِجَمِيعِ اللُّغَاتِ الْمُخْتَلِفَةِ فَإِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ أَمَرَهُ أَنْ يَنْزِلَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الدُّنْيَا وَ يَطَّلِعَ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ وَ يَقُولَ يَا أَبْنَاءَ الْعِشْرِينَ لَا تَغُرَّنَّكُمُ الدُّنْيَا وَ يَا أَبْنَاءَ الثَّلَاثِينَ اسْمَعُوا وَ عُوا وَ يَا أَبْنَاءَ الْأَرْبَعِينَ جِدُّوا وَ اجْتَهِدُوا وَ يَا أَبْنَاءَ الْخَمْسِينَ لَا عُذْرَ لَكُمْ وَ يَا أَبْنَاءَ السِّتِّينَ مَا ذَا قَدَّمْتُمْ فِي دُنْيَاكُمْ لآِخِرَتِكُمْ وَ يَا أَبْنَاءَ السَّبْعِينَ زَرْعٌ قَدْ دَنَا حَصَادُهَا وَ يَا أَبْنَاءَ الثَّمَانِينَ أَطِيعُوا اللَّهَ فِي أَرْضِهِ وَ يَا أَبْنَاءَ التِّسْعِينَ آنَ لَكُمُ الرَّحِيلُ فَتَزَوَّدُوا وَ يَا أَبْنَاءَ الْمِائَةِ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ وَ أَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ثُمَّ يَقُولُ لَوْ لَا مَشَايِخُ رُكَّعٌ وَ فِتْيَانٌ خُشَّعٌ وَ صِبْيَانٌ رُضَّعٌ لَصُبَّ عَلَيْكُمُ الْعَذَابُ صَبّاً "رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند: خدا را ملكى است كه در هر شب جمعه به زمين نزول مى‏كند؛ پس در ميان مردم دنيا فرياد مى‏زند و آنها را چنین ندا مى‏كند:"اى كسانى كه بيست سال از عمر شما مى‏رود، زندگانى دنيا شما را مغرور نكند؛ ؛ اى كسانى كه سى سال از عمر شما گذشته، گوش کنید و اطاعت نمایید؛ و اى چهل ساله‏ها، جدّيت و كوشش كنيد؛ اى پنجاه ساله‏ها، دیگر برای شما عذری باقی نمانده؛ اى شصت ساله‏ها، براى ملاقات حق تعالى‏ و پروردگار خودتان چه چيز تهيّه ديده‏ايد؟؛ و اى هفتاد ساله‏ها، شما به منزله ی کشت و زرعی هستيد كه وقت درو كردن آن رسيده باشد؛ اى هشتاد ساله‏ها، خدای را اطاعت کنید؛ ای نود ساله ها، وقت سفر فرا رسیده پس توشه برگیرید؛ و ای صد ساله ها! قیامت(مرگ) فرا رسید و حال آن که شما هنوز غافل و بی خیالید!

4- در توضیح این مطلب در کتاب «مراحل اخلاق در قرآن»از آية الله جوادي آملي آمده است:يكى از موانع مهم تهذيب نفس و سير و سلوك الى الله آن است كه ما همواره به بيرون از خود مى‌نگريم و از خود غافليم و در حقيقت فضول هستيم نه عقول؛ فرق فضول و عقول اين است كه انسان عقول، ابتدا به درون و آنگاه به بيرون، ولى انسان فضول، همواره به بيرون از خود مى‌نگرد.

5-سوره انسان- آیه 8 – "وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا " و به [پاس‏] دوستىِ [خدا]، بينوا و يتيم و اسير را خوراك مى‏دادند.

6- سوره حشر- آیه"-9 وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ " و [نيز] كسانى كه قبل از [مهاجران‏] در [مدينه‏] جاى گرفته و ايمان آورده‏اند هر كس را كه به سوى آنان كوچ كرده دوست دارند و نسبت به آنچه به ايشان داده شده است در دلهايشان حسدى نمى‏يابند و هر چند در خودشان احتياجى [مبرم‏] باشد، آنها را بر خودشان مقدّم مى‏دارند. و هر كس از خسّت نفس خود مصون ماند، ايشانند كه رستگارانند.

7-نهج البلاغه- نامه 31

8-همان

9- سوره التحريم- آیه 6-"یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ " اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوخت آن، مردم و سنگهاست حفظ كنيد: بر آن [آتش‏] فرشتگانى خشن [و] سختگير [گمارده شده‏] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى‏كنند و آنچه را كه مأمورند انجام مى‏دهند.

10-سوره زمر-آيه 15- " فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ " شما هم هر که را می‏خواهید جز خدا بپرستید (که از غیر خدا جز زیان نمی‏بینید). بگو که زیانکاران آنان هستند که خود و اهل بیت خود را (از کفر و عصیان) در قیامت به خسران جاودان در افکنند، آگاه باشید که این همان زیان است که (در قیامت) بر همه آشکار است. (

11-نهج البلاغه –نامه 31

12-همان

13-همان

14- شيخ صدوق – امالى- ج 3- ص 170 –" مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ،  أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ-  وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ" هر كه ما بين خود و خدا اصلاح كند، خداوند ما بين او و مردم را اصلاح‏ نمايد، و هر كه كار آخرت را اصلاح كند، خدا كار دنياى او را اصلاح نمايد، و هر كه از جانب خود پند دهنده‏اى داشته باشد، از طرف خدا نگهبانى خواهد داشت.»

15- همان

 16-نهج البلاغه- ترجمه دشتي-حكمت 410

17-نهج البلاغه-ترجمه دشتي- خطبه 158

18- همان

 19- سوره  البقرة –آیه- 197 "الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ "حجّ در ماههاى معينى است. پس هر كس در اين [ماه‏] ها، حجّ را [بر خود] واجب گرداند، [بداند كه‏] در اثناى حجّ، همبسترى و گناه و جدال [روا] نيست، و هر كار نيكى انجام مى‏دهيد، خدا آن را مى‏داند، و براى خود توشه برگيريد كه در حقيقت، بهترين توشه، پرهيزگارى است، و اى خردمندان! از من پروا كنيد.

 20- سوره الاعراف -آیه - 34 "وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ" و براى هر امّتى اجلى است پس چون اجلشان فرا رسد، نه [مى‏توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پيش.

21-نهج البلاغه –ترجمه دشتي- خطبه 158

22- نهج البلاغه- دشتی- خطبه 82 "ما أصف مِن دار؟ أولها عناء و آخرها فناء. فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب" چه وصف کنم سرایی را که آغازش رنج و عناست و انجامش فنا. در حلالش حساب و کتاب است و در حرامش کیفر و عقوبت است.

23- نهج البلاغه –ترجمه دشتي- خطبه 158

24 - سوره الطارق-آیه 9 -"يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ " آن روز كه رازها [همه‏] فاش شود،

25- سوره المزمل- آیه17 "فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا " پس اگر كفر بورزيد، چگونه از روزى كه كودكان را پير مى‏گرداند، پرهيز توانيد كرد؟

26- نهج البلاغه –ترجمه دشتي- خطبه 158

27- سوره یس-آیه65-"الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ" امروز بر دهانهاى آنان مهر مى‏نهيم و دستهايشان با ما سخن مى‏گويند و پاهايشان بدانچه فراهم مى‏ساختند گواهى مى‏دهند.

28- سورة الزلزلة- الآية 4-"يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا" آن روز است كه [زمين‏] خبرهاى خود را باز گويد.

29- نهج البلاغه –ترجمه دشتي- خطبه 83

30-همان

31-همان

32- نهج البلاغه - ترجمه دشتی- خطبه 193- "فَالْمُتَّقُونَ فِيهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ وَ مَشْيُهُمُ التَّوَاضُعُ غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي الْبَلَاءِ كَالَّتِي نُزِّلَتْ فِي الرَّخَاءِ وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ " پرهيزكاران در اين دنيا اهل فضايلند، گفتارشان صواب، پوشاكشان اقتصادى، و رفتارشان افتادگى است. از آنچه خدا بر آنان حرام كرده چشم پوشيده، و گوشهاى خود را وقف دانش با منفعت نموده‏اند. آنان را در بلا و سختى و آسايش و راحت حالتى يكسان است، و اگر خداوند براى اقامتشان در دنيا زمان معينى را مقرر نكرده بود از شوق به ثواب و بيم از عذاب‏ به اندازه چشم به هم زدنى روحشان در بدنشان قرار نمى‏گرفت.

33-همان

34-غزليات حافظ- غزل شماره 217

35-ثواب الاعمال -ص 43- امام حسن عسگری عليه السلام مي فرمايند: به درستی که براي رسیدن به خداوند عز و جل سفری است که جز با مرکب شب، پیمودن راه و نیل به مقصد ممکن نیست.

36- نهج البلاغه –ترجمه دشتي- خطبه 83

37- نهج البلاغه –ترجمه دشتي- خطبه 83

+ دیـــدگاه