ثبت دیدگاه

بهشت ۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴

بهشت_94_2_6 (4)

بهشت ۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴

۲۷ / اردیبهشت / ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۰ ب.ظ
جلسه چهارم "از پدر به فرزند"
میلاد حضرت علی (علیه السلام)
سخنران : حجت الاسلام مهدوی ارفع
و مداحی برادر حاج محمد یزد خواستی

سخنرانی – قلب با ذکر خداوند آباد می شود
مدح حضرت علی (علیه السلام) – محمد یزدخواستی

یا لطیف

 خدا را قسم می دهیم به حق امیرالمومنین علیه السلام هر چه بر عمر ما می افزاید بر عمق معرفت و ولایت و مودت و محبت ما هم بیفزاید. در نامه ي 31 نهج البلاغه که منشور کامل و بی نظیر تربیتی برای نوجوانان و جوانان و بلکه بشریت است، حضرت در قسمت اول چهار قاعده ي کلی برای تنظیم رابطه با خدا به فرزندشان آموزش دادند. این ترتیب هم البته نکته دارد که ما ابتدا رابطه ي خود را با خدا درست می کنیم، بعد رابطه ي خود با خود و بعد رابطه ي خود با دیگران. حضرت چهار نکته ي کلی در ارتباط با فرزند خودشان و همه کسانی که این نامه را سرلوحه ی تربیتی خودشان قرار می دهند در تنظیم رابطه ی تربیتی خود با خدا بیان کرده اند. اولی تقوا بود که در مورد آن صحبت كرديم  و دومی، چسبیدن به اطاعت خداست. «لزوم الطاعه»1 این که دائماً ملازم طاعت الهی باشیم، یعنی اطاعت محض و دائمی. در این مورد هم به اندازه ي وسع جلسه و توان حقیر در جلسات قبل صحبت كرديم. دو توصیه ي دیگر باقی مانده که انشاالله امشب به آن می پردازیم.

با یاد خدا قلب ها آباد می شود

 اولی عبارت است از این که حضرت به امام مجتبی عليه السلام و هر فرزند دیگری که این نامه خطاب به او باشد می فرمایند: « اماره قلبه بذکره»2 يعني  قلب خود را با یاد خدا آباد کنی. معلوم می شود قلب انسان که مهم ترین جنبه هستی انسانی است ممكن است با عواملی تخریب شود و باید به آبادانی و بازسازی آن اقدام کرد. حضرت در این جا یاد خدا را سرمایه ای برای آباد کردن قلب معرفی می کنند. امشب در مورد "ذکر الله "بحثی خواهیم داشت  و خدا را هم شکر می کنیم که در ماه رجب به این فراز های نهج البلاغه رسیدیم. ظرف و مظروف زمانی کاملاً با هم تناسب دارند، ان شاءالله  خدا ما را هم با این ظرف و مظروف معنوی هماهنگ کند و بهره ي ما زیاد شود. یک خبر ناگوار برای اهل ذکر این است که یک هفته از ماه رجب گذشت. از این فرصت ناب یک هفته گذشت و خوش به حال کسانی که موفق شدند بخشی از فیوضات این ماه را جلب کنند و البته اعتراف می کنیم که هر چقدر هم تلاش کنیم، "مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَ مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِک".3 بنده همان به که ز تقصیر خویش، عذر به درگاه خدا آورد، ور نه سزاوار خداوندی اش کس نتواند که به جای آورد.4

فقر در برابر خدا عزّت است

خود این شرمندگی و اعتراف به عجز درِ خانه ي خدا مقام است. هیچ کس در این عالم نمي تواند حتی یکي از نعمت هاي خدا را شکر کند. حضرت سجاد علیه السلام در دعاهایشان می فرمایند: من چگونه می توانم شکر خدا را به جای بیاورم در حالی که شکر نعمت، خود یک نعمت جدید است و بر هر نعمتی شکری واجب. 5 این نعمت ها چقدر قشنگ عجز انسان را نشان می دهد. عجز بسته به این که به چه کسی باشد می تواند عزّت باشد یا ذلّت. اگر فقر و عجز، ما را به خدا وابسته کرد، این عزت است. شخصی برده ي ابوسفیان است و دیگری غلام امام سجاد علیه السلام، آیا فرقی نمی کند؟! حتی در حیوانات هم فرق می کند. اسبی مثل ذوالجناح، اسب امام حسین علیه السلام است که وقتی حضرت در قتلگاه افتاد، علی رغم تصور خیلی ها که فکر می کنند در حیوانات و جمادات شعور نیست، خودش را به خیمه ها رساند و به زمین پا مي کوبید و می گفت: «الظلیمه الظلیمه» این یک اسب است و اسبی هم عصر عاشورا نعل تازه به آن می زنند تا بر پیکر امام حسین علیه السلام بتازد.آيا اين دو تفاوت نمي كند؟! اگر انسان، فقیر خدا شد اين فقر، فخر اوست. پيامبر صلي الله عليه و آله مي فرمود: « الفقر فخری»6  و منظورش فقر به خدا بود. « يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ »7 یک هفته از ماه معظم رجب گذشت و ما تازه باید به عجز برسیم که خدایا نمی توانیم نعمت های تو را شکر کنیم و این عجز آغاز عروج انسانهای مومن است و خوش به حال آنان که به این عجز رسیدند. حضرت می خواهند آباد کردن دل با یاد خدا را برای ما توضیح دهند. ببینیم ذکرالله در نهج البلاغه چیست و چه اقسام وآثاری دارد و ازخدا بخواهیم به برکت کلام امیر المومنین علیه السلام به ما هم مقام ذکرالله و ذاکران را عنایت کند.

خدا بهترین مونس مومنان

امشب دو قاعده باقی مانده در مورد رابطه خود با خدا را بررسی می کنیم.1- احیا و آبادانی قلب با یاد خدا  2-چسبیدن به ریسمان الهی. نکته ای که در مقدمه ی این موضوع باید عرض کنم این است که بعضی ها همانند استاد عرفان حضرت امام خميني رحمة الله عليه یعنی مرحوم شاه آبادی در کتاب " شذرات المعارف " - اين كتاب از  ميرزا محمد علي شاه آبادي و نام ديگر آن "حرام الاسلام" است. و كتابی  درباره ی مطالب اخلاقي و مبارزه با تهاجم فرهنگي است-  می فرمایند که انسان از ماده انس گرفته شده، چون باید با دیگران انس بگیرد تا به کمالات برسد. هرشخص با هرچیزی که انس می گیرد با همان قیمت گذاشته می شود. 8 حضرت در نهج البلاغه اشاره مي كنند كه همنشین انسان معیار این است که هر شخص چه قدر و ارزشی دارد. شخصی انس اش با پول و مقام است و شخص دیگر با یاد  خدا انس دارد. تراز انسان های مومن حقیقی این است که در هر وحشت و غربتی یاد خدا آن ها را از هر مشکلی نجات می دهد. لذا حضرت در نیاز فطری انسان به انس، افرادی را معرفی می کنند که در بدترین شرایط، یاد خدا آن ها را آرام می کند چون خدا بهترین مونس آن هاست. حضرت در فراز نهم خطبه 27، می فرمایند: «اللّهم انک انس الانسین» 9 خدایا تو با دوستانت از همه انس گیرنده تری. یعنی اولیای خدا با هیچ کس مثل خدا انس و آرامش نمی گیرند. «و برطرف کننده نیازهای توکل کنندگانی،براسرار پنهانشان آگاه». گاهی وقت ها در مراتبی از انس ادبیات عوض می شود. بنده ای از دورترین نقطه ارتباط اش را با خدا شروع می کند تا به مقام انس برسد. در مقام انس خداوند متعال با پیامبر اولی العظم خود يعني موسی سخن می گوید. « وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى»10 این چیست در دست تو یا موسی. خدا می داند که در دست موسی چیست ولی در مقام انس دوست دارد با بنده اش سخن بگوید. موسی می فهمد که در مقامِ انس است، می گوید:« قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى »11 در مقام انس کسانی هستند که با هیچ کس مثل خدا انس نمی گیرند و خدا هم با هیچ کس مثل آن ها انس نمی گیرد. ماه رجب ماه لذت بردن از این حقایق است.در ادامه خطبه حضرت می فرمایند:«وبه آنچه در دل دارند آشنایی و از دیدگاه های آنان با خبر و رازشان نزد تو آشکار و دل هایشان در حسرت دیدار تو داغدار است.»12 بعضی ها در حسرت دیدار خدا دلشان داغدار می شود. یادی از امام زمان عج الله بکنیم. تراز آدمیت انسان ها با چیزی است که با آن انس دارند. مرحوم سیّدبن طاووس از بزرگان ما شیعیان که در نزدیکی غیبت امام زمان ارواحنا فداه زندگی می کرده و خدمت حضرت تشرف داشته است، وصیت نامه ای برای فرزندانش نوشته و به نکته ای اشاره کرده که عجیب است. در آن جا گله می کند از مردم زمان که خود را شیعه ی امام زمان می دانند ولی اصلاً یاد امام زمان نمی کنند. می گوید روزگار به گونه ای شده که اگر کسی چند درهم گم کند خواب و خوراک ندارد تا آن را پیدا کند، اگر کسی فرزندش را گم کند تا او پیدا شود آرامش و قرار ندارد، نعوذبالله می گوید اگر کسی مرکب خود را گم کند آشفته می شود تا آن را پیدا کند. بعد می گوید عجیب است مردم امام زمانشان را گم کرده اند ولي راحت زندگی می کنند! از اول فروردین تا به امروز چند دقیقه یاد امام زمان کرده اید. اصلاً احساس کرده اید چیزی نیست، چیزی که همه چیز ماست. «اگر تنهایی و غربت به وحشتشان اندازد یاد تو آرامشان می کند» 13

چقدر به یاد خدا هستیم؟

 در منطق امیرالمومنین علیه السلام تقوا هم که شرط اول بود نشانه هایی دارد تا متقین واقعی شناخته شوند. نشانه های اخلاقی دین ما کاملاً درونی است، یعنی دین انگیزه ای ندارد که با نشانه های بیرونی ما را کنترل کند. یکی از شاخص هایی که حضرت برای صدق تقوا در انسان معرفی می کنند دوام ذکرالله است. آیا در همه حال به یاد خدا هستیم؟! به میزانی که در زندگی ما یاد خدا دوام دارد با تقواییم وگرنه هر مدعی را می شود به اسم با تقوا جا زد. فراز ششم خطبه 83 در مورد علامت های دائم الذکر بودن خداست. «از خدا چون خردمندی پروا کنید که دل را به تفکر مشغول داشته و ترس از خدا بدنش را فرا گرفته». 14 الحمد الله این افراد در جمع ما هستند. زماني در مسجد محلّمان در تهران بعد از دعای ندبه یک روحانی از من وقت خواست تا با هم صحبت کنیم. تعدادي از صندلی هایی که افراد سالخورده روی آن نماز می خوانند هم درمسجد بود. به او گفتم روی صندلی بنشیند تا اذیت نشود. گفت راحت است و وقتی اصرار کردم گفت راستش احتیاط می کنم، چون این ها برای افرادی است که می خواهند نماز بخوانند و نمی توانند روي زمين بنشینند ولي ما الان می خواهیم صحبت کنیم. چنين افرادي هستند.

دوام ذکرالله از نشانه های تقواست

 بحث ما این بود که از نشانه های تقوا، ذکر الله است. آیا ما همیشه به یاد خدا هستیم یا فقط زمانی که جیبمان پر پول بود و حالمان خوب بود از او یاد مي كنيم. دوام ذکرالله از نشانه های انسان با تقواست. حضرت در خطبه ی 83 می فرمایند: « ترس از خدا بدنش را فرا گرفته و شب زنده داری خواب از چشم او ربوده » افرادی تا سحر در بيدارند و در وایبر و واتساپ به دوستان خود پیام می دهند ولی وقتی به آن ها  می گویند نماز شب بخوان، می گویند وقت نداريم. با اين شيوه روح انسان خراب مي شود چون روح، مطیع جسم می شود. کسی که عاشق خدا باشد جسم اش با او همراهی می کند. در داستان حضرت یوسف در قرآن آمده که زنی به خاطر جمال یک انسان که من و شما می گوییم پیغمبر است ولی او می گوید غلام زلیخاست، دستش را قطعه قطعه کرده و اصلاً متوجه نشده است. « فقطعن ایدیهنّ »15 حتي این عشق زمینی وپست هم ذهن  و جسم انسان را درگیر می کند پس چرا این عشق صرف خدا نمی شود؟! ما اشکال فنی داریم، دل ما بايد شیدای خدا باشد. انسان های با تقوا این گونه اند. « و به امید ثواب گرمی روز را با تشنگی-یعنی روزه داری- گذرانده با پارسایی شهوا ت را کشته و نام خدا زبانش را همواره به حرکت درآورده است 16  بیایید از امروز تا هفته آینده یک تمرین را شروع کنیم. ببینیم می توانیم دائماً ذکر بگوییم . هرگاه در شرایطی قرار گرفتید که واقعاً خسته شدید همان جا به یاد داشته باشید چقدر و چند دقیقه به یاد خدا بودید. اهل تقوا دائم الذکر هستند. شروع کنید ذکر شریف "لا اله الا الله " را در طول این هفته بگوئید. بنابراین حضرت ذکر دائم را نشانه اوج تقوا می دانند.

آثار ذكر الله

 آثار ذکر الله در نهج البلاغه شریف دو گونه است. یکی نقش پیشگیری و تدافعی و سلبی است و دیگری نقش ایجابی است. به طور مثال زماني شما  به خاطر اينكه بيمار شده ايد دارو مصرف مي كنيد و زمانی هم من باب پیشگیری واكسن مي زنيد. ذکر خدا مي تواند هر دو جنبه را داشته باشد. در مقابل بدترین بیماری مهلک معنوی که غفلت است می تواند سپر و زنگ بیداری باشد. به طور مثال فرموده اند هنگام ورود به بازار بیشتر ذکر بگوئید چون بازار گذر گاه شیطان است.  این جا ذكر، نقش تدافعی و سلبی دارد.  ولی زمانی هم هست ذکر الله كه خود مراتبی دارد، یک لذّت و رشد است. در خطبه 192 نهج البلاغه  معروف به خطبه متقین که سال گذشته توفیق داشتیم و در این جلسات بهشت بر سر سفره ي آن بودیم، حضرت در مورد اهل تقوا که انشاءالله شما هستید می فرمایند:« انسان با تقوا اگر در جمع بی خبران یاد خدا باشد نامش در گروه یاد آوران خدا ثبت می شود». 17 یعنی روحشان جای دیگری است. هرگز حدیث حاضر و غایب شنیده ای، من در میان جمع ودلم جای دیگراست. 18  این شعر ترجمه ی یک جمله از نهج البلاغه است: "کن فی الناس ولا تکن مع الناس." 19 ظاهراً در مردم باش ولی قلباً با مردم نباش. کسی که در مجلس غفلت، خدا را از یاد نمی برد معلوم است در مجلس ذکر حواسش کجاست.« و اگر در حلقه یاد آوران باشد نامش در گروه بیخبران نوشته نمی شود».20 دلیلش این است که این افراد در هر جایی معاد  را فراموش نمی کنند. حضرت در جای دیگری در نهج البلاغه اشاره می کنند مراقب سخنان و افکار خود باشید چون جزء اعمالتان می شوند. اهل تقوا از ریشه به میوه حرکت می کنند. افکار و سخنان خود را کنترل می کنند. دلیل این ویژگی اهل تقوا که اگر در موقعیتی باشند که غفلت از در و دیوار بالا می رود ولی آن ها  خدا را فراموش نمی کنند این است که ذخیره ذکر آن ها در سحرها پُر است. وقتی شارژ موبایل شما در حال تمام شدن است هشدار می دهد و شما آن را شارژ می کنید. بعضی ها خیلی مراقب هستند و اجازه نمی دهند شارژ باطری آن ها به مرز هشدار برسد. دلیل این که اهل تقوا حتی در محفل غفلت انگیز یاد خدا را فراموش نمی کنند  این است که ذخیره ذکر خود را دائماً شارژ می کنند. حضرت در خطبه 193 به متقین که سحرها بیدارند اشاره می کنند. «قم قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً-نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلاً - أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً »21 متقین بخشی از شب را بیدارند و فقط یاد خدا می کنند.

حضرت در این خطبه می فرمایند:« اعمال نیکو انجام می دهند در حالیکه ترسان اند، روز را به شب می رسانند با سپاسگزاری و شب را به روز می آورند با یاد خدا. شب می خوابند اما ترسان و بر می خیزند شادمان».  دعاهای حاشیه مفاتیح را بخوانید. در بخشی کیفیت نماز شب را نوشته است. قبل از این که بخوابید باید از خدا بخواهید که اگر این شبِ آخرِ عمر شماست، شما را ببخشد. اولین عبادت شخصی که نماز شب می خواند این است که وقتی از خواب بیدار شد در همان رختخواب سر بر سجده می گذارد و می گوید « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَحْيَانِي بَعْدَ مَا أَمَاتَنِي وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَدَّ عَلَيَّ رُوحِي لِأَحْمَدَهُ وَ أَعْبُدَه » 22 این افراد شب که می خوابند ترسان اند و سحر که بیدار می شوند شادمان هستند. ولی بقیه برعکس اند.« ترس به خاطر این که دچار غفلت نشود و شادمانی به خاطر فضل و رحمتی که به او رسیده و دوباره به او زندگی جدید بخشیده است». این اثر سلبی ذکراست.

قلب، حرم خداست

بنابر این یکی از آثار ذکر این است که جلو غفلت را می گیرد. انسان اگر غافل شد بخواهد یا نخواهد، بفهمد یا نفهمد، قبول بکند یا قبول نکند، صید شیطان شده است. در روایت داریم هیچ پرنده ای صید شکارچی نشد مگر لحظه ای که از یاد خدا غافل شد.23  این که پرنده است چه رسد به انسان. اما ذکر خدا آثار دیگری هم دارد. ذکر خدا یک مقام  و در واقع یک نوع رزق است. بالاترین شیرینی و رزق برای انسان مومن  یاد خداست.  یکی از آثار همین نکته ای بود که حضرت در نامه ی 31 می فرمایند" اماره قلبک بذکره." 24  ما باید قلبی بسازیم عزیز و عظیم و فاخر و نورانی.  چون در قیامت این قلب است که گذرنامه ی ورود به مقام قرب است « يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ، إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ ». 25  راه داشتن یک قلب خوب، ذکر خداست. اگر یاد خدا کردید این مرغ عشق به لانه ی خودش  برمی گردد. می فرمایند :« القلب حَرَمُ الله فلا تُسکِن حَرَمَ الله غیرَ الله» 26 دل حرم خداست پس در حرم خدا جز خدا را جای مده.  یاد خدا اظهار عطش برای ورود صاحب خانه  و اعلام آمادگی برای پذیرایی صاحب خانه است. کرم نما و فرود آی که خانه خانه توست. 27

ذکر الله آثار دیگری هم دارد که از کلام امیر المومنین علیه السلام به آن اشاره می کنیم. خطبه 222 از خطبه هایی است که پیشنهاد می کنم در خلوت خود با این خطبه انس بگیرید. کل این خطبه در مورد یاد خداست. « همانا خدای سبحان و بزرگ یاد خود را روشنی بخش دل ها قرار داده است تا گوش پس از ناشنوایی بشنود.»  دنیا همه ظلمت است و یاد خدا نور می دهد. قلبی  را که خراب شده باید  با یاد خدا آباد کرد. ممکن است بپرسید گوش و چشم چه ربطی دارد؟ چشم و گوش که نمی بینند و نمی شنوند. « وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي‏ فِي الصُّدُورِ » 28 اگر حقیقت را نمی توانیم بپذیریم و درک کنیم قلب ما کَر و کور شده است.در ادامه می فرمایند: « و چشم پس از کم نوری بنگرد و انسان پس از دشمنی و لجاجت رام گردد». 29 چرا مردم ماه رمضان قلبشان دچار شبهه نیست؟ چون در این ماه با ذکر خدا، این قلب صاف شده و حقیقت را می بیند. «خداوند که نعمت های او گرانقدر است در دوره های مختلف روز گار و در دوران جدایی از رسالت و آمدن پیامبری بعد از پیامبر دیگر، بندگانی داشته که با آنان در گوش جانشان زمزمه می کند و در درون عقلشان با آنان سخن می گفت. آنان راه هدایت را با نور بیداری در گوش ها و دیده ها و دل ها بر می افروختند روزهای خدایی را به یاد می آورند و مردم را از جلال و بزرگی خدا می ترسانند. آنان نشانه های روشن خدا در بیابان، آن را که راه میانه در پیش می گرفت می ستودند به رستگاری بشارت می دادند و روش آن را که به جانب چپ یا راست کشانده می شد زشت می شمردند و از نابودی هشدار می دادند همچنان چراغ تاریکی ها و راهنمای پرتگاه ها بودند. همانا مردمی هستند که ذکر خدا را به جای دنیا برگزیدند» 30- گر دینی و آخرت بیارند، کین هر دو بگیر و دوست بگذار، ما یوسف خود نمی فروشیم تو سیم سپید خود نگه دار. 31 دنیا که جای خود دارد آخرت را هم با خدا عوض نمی کنیم. «که هیچ تجارتی آنها را از یاد خدا باز نمی دارد،  با یاد خدا روزگار می گذرانند و غافلان را با هشدارهای خود از کیفرهای الهی می ترسانند،  به عدالت فرمان می دهند، خود عدالت گسترند، از بدی ها نهی می کنند و خود از آنها پرهیز دارند، اینکه در دنیا زندگی می کنند گویا آن را رها کرده و به آخرت پیوسته اند». 32" بوی الرحمن" اصطلاح بچه ها در زمان جبهه بود. در چهره ی  بعضی ها معلوم بود شهید می شوند. بچه ها می گفتند فلانی بوی الرحمن می دهد و نور بالا می زند.«سرای دیگر را مشاهده کرده گویا از سرای پنهان برزخیان و مدت طولانی اقامتشان آگاهی دارند و گویا قیامت وعده های خود را برای آنان تحقق بخشیده». 33 « کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ- لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ- ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ». 34 اگر علم یقین داشته باشید قطعاً جهنم را می بینید. « آنان پرده های آن جهان را برای مردم دنیا برداشته اند می بینند آنچه را که مردم نمی نگرند و می شنوند آنچه را که مردم نمی شنوند».35

با نهج البلاغه عروج کنید

دوستان افتخار کنیم که بر سر سفره ی امیرالمومنین علیه السلام نشسته ایم. نیامده ایم ببینیم در نهج البلاغه چه نوشته شده بلکه آمده ایم با نهج البلاغه عروج کنیم و برسیم به همانجایی که امیرالمومنین علیه السلام رسید. می فرمود: « لو كشف الغطا ما ازددت يقينا » 36 اگر پرده برداشته شود من بر يقينم چيزى نيفزايم. چرا؟ چون حضرت اصلاً پشت پرده نبوده و به عین الیقین رسیده است.  پس می تواند دست ما را بگیرد که در همین دنیا رشحه ای از جهنم را ببینیم. اگر به علم یقین بهشت و جهنم را ببینیم خیلی زندگی مان فرق می کند.

خدا یا تو را قسم می دهيم به امیرالمومنین علیه السلام ما را با محبت خود از غفلت ها بیدار کن.

پاورقی:

1-نهج البلاغه- محمد دشتی-نامه 31

2- نهج البلاغه- محمد دشتی-نامه31

3-علامه مجلسی- بحارالأنوار-ج68-ص 18- َ قَالَ رسول اکرم صلی الله علیع و آله: "مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَ مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ " ما تو را چنانكه حـق مـعـرفـتـت مـى بـاشـد نـشـناختيم ، و ما تو را آن گونه كه حق عبادت تو است پرستش ‍ نكرديم ،چگونه سازگار است.

4- گلستان سعدی- "بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد،ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جای آورد".

5-شیخ عباس قمی-مفاتیح الجنان- مناجات شاکرین-حضرت سجاد علیه السلام :چگونه می توانم حق شکر تو را به جای آورم در حالی که همین شکر من نیاز به شکر جدیدی دارد و هر زمانی که می گویم الحمدللّه. بر من فرض است که بخاطر همین توفیق شکرگزاری بگویم: الحمدللّه.

6- محدث نوری- مستدرک وسائل، ج 11- ص 173پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله: «الفقر فخری و به أفتخر علی سائر الانبیاء» فقر باعث فخر من است و به سبب آن بر سایر انبیا افتخار می کنم.

7- سوره فاطر-آیه15-«يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ» اى مردم شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بى‏نياز ستوده است.

8- عبد الواحد تمیمی- غررالحکم و دررالحکم - ج 1 - ص 399 -«خليل المرء دليل عقله و كلامه برهان فضيله» دوست مرد نماينده عقل او است و كلام مرد نشانه فضل و دانشش ميباشد (انسان اگر همنشين خوب گرفت معلوم مى‏شود عقلش كامل است و اگر رفيق بد گرفت دليل بر نادانيش ميباشد.

 9- نهج البلاغه- محمد دشتی-خطبه 27

10-سوره طه-آیات17تا19 -«وَ ما تِلْكَ بِيَمينِكَ يا مُوسى‏ (17) قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى‏ غَنَمي‏ وَ لِيَ فيها مَآرِبُ أُخْرى (18)قالَ أَلْقِها يا مُوسى‏ (19) و اى موسى، اينك بازگو تا چه به دست راست دارى؟ -موسى عرضه داشت: اين عصاى من است كه بر آن تكيه مى‏زنم و با آن از درختان بر گوسفندانم برگ مى‏ريزم و حوائجى ديگر (چون مدد راه رفتن و دفع دشمن و غيره) نيز به آن انجام مى‏دهم.-خدا فرمود: اى موسى اين عصا بيفكن.

11-سوره طه-آیه 18

12- نهج البلاغه- محمد دشتی-خطبه 27

13- نهج البلاغه- محمد دشتی-خطبه 27

14-همان-خطبه 83

 15-سوره یوسف-آیه31 -«فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَ آتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً وَ قالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَ قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلاَّ مَلَكٌ كَريمٌ »چون (زليخا) ملامت زنان مصرى را درباره خود شنيد فرستاد و از آنها دعوت كرد و (مجلسى بياراست و) به احترام هر يك بالش و تكيه‏گاهى بگسترد و به دست هر يك كاردى (و ترنجى) داد و (آن گاه با زيب و زيور يوسف را بياراست و) به او گفت كه به مجلس اين زنان درآ، چون زنان مصرى يوسف را ديدند بس بزرگش يافتند و دستهاى خود (به جاى ترنج) بريدند و گفتند حاش للَّه كه اين پسر نه آدمى است بلكه فرشته بزرگ حسن و زيبايى است.

16- نهج البلاغه- محمد دشتی-خطبه 83

17- نهج البلاغه- محمد دشتی-خطبه 192

18-سعدی- دیوان اشعار-غزل63- از هر چه می‌رود سخن دوست خوشترست، پیغام آشنا نفس روح پرورست، هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای  من در میان جمع و دلم جای دیگرست.

19-سید رضی- نهج البلاغه -امام علی علیه السلام: «كن فی الناس فلا تكن معهم» در مردم باش اما با مردم مباش.

20- نهج البلاغه- محمد دشتی-خطبه 192

21-سوره مزمل-آیه6تا2-قم قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً-نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلاً - أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً- إِنَّا سَنُلْقي‏ عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقيلاً /(هان) شب را (به نماز و طاعت خدا) برخيز مگر كمى. -كه نصف يا چيزى كمتر از نصف باشد (به استراحت پرداز). -يا چيزى بر نصف بيفزا و به تلاوت آيات قرآن با توجه كامل مشغول باش. -ما كلام بسيار سنگين (و گرانمايه قرآن) را بر تو القا مى‏كنيم.

22-محدث نوری- مستدرك‏الوسائل ج - 4 ص – 149-زمانیکه برای نماز شب از خواب برخاستيد، سجده كنيد براى خداوند تعالى و نيكو است در اين حال يا در حال برداشتن سر از سجده بگويد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَحْيَانِي بَعْدَ مَا أَمَاتَنِي وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَدَّ عَلَيَّ رُوحِي لِأَحْمَدَهُ وَ أَعْبُدَه‏» حمد مخصوص پروردگاري است كه مرا پس از مردن (خواب) زنده ام كرد و حشر و نشر من به سوي اوست. حمد مخصوص خداوندي است كه روح مرا به من برگرداند، تا ستايشش كنم و بندگيش نمايم.

23- کلینی- فروع کافی- ج 3- ص -505-امام صادق علیه السلام: «ما من طیر یصطاد الا بترکه التسبیح».هیچ پرنده‏ای در دام صیاد قرار نمی‏گیرد، مگر زمانی که از تسبیح و یاد خدا غفلت کرده باشد.

24- نهج البلاغه- محمد دشتی-نامه 31

25- سوره شعراء/-آیات 89و88- «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ -- إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ»ن روزى كه مال و فرزندان (هيچ به حال انسان) سود نبخشند. و تنها آن كس سود برد كه با دل با اخلاص پاك (از شرك و ريب و ريا) به درگاه خدا آيد.

26- شیخ تاج الدین محمد بن محمد بن حیدر شعیری - جامع الاخبار، ص518-عن الصادق علیه السلام:« القلب حَرَمُ الله فلا تُسکِن حَرَمَ الله غیرَ الله»دل حرم خداست پس در حرم خدا جز خدا را جای مده

27 - حافظ-غزل شماره ۳۴-رواق منظر چشم من آشیانه توست، کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست.

28-سوره حج-آیه46-«أَفَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي‏ فِي الصُّدُورِ» آيا (اين كافران) در روى زمين به سير و تماشا نرفتند تا دلهاشان بينش و هوش يابد و گوششان به حقيقت شنوا گردد؟ كه (اين كافران را) چشمهاى سر گرچه كور نيست ليكن چشم باطن و ديده دلها كور است.

29- نهج البلاغه- محمد دشتی-خطبه 222

30- نهج البلاغه- محمد دشتی-خطبه 222

31- سعدی- (أمثال و حكم دهخدا- ج‏3- ص1396)گر دنیا و آخـــرت بــیارنــــــــد، کین هر دو بگیر و دوست بگذار، ما یوسف خود نمی فروشیــــم، تو سیم سپیــــد خود نگــــه دار.

32- نهج البلاغه- محمد دشتی-خطبه 222

33- نهج البلاغه- محمد دشتی-خطبه 222

34-سوره تکاثر-آیات8تا5- کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ- لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ- ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ- ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ  یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ» نه، باز تأكيد مى كنم كه اگر به علم اليقين برسيد - آن وقت دوزخ را خواهيد ديد -آن وقت به عين اليقينش مشاهده خواهيد كرد - و سپس در آن روز از نعيم خدا بازخواست خواهيد شد.

35- نهج البلاغه- محمد دشتی-خطبه 222

 36-عبد الواحد تمیمی- غررالحکم و دررالحکم-ج 2- ص603 -« لو كشف الغطا ما ازددت يقينا» اگر پرده برداشته شود (و عالم غيب عيان گردد و در باره امور مبدء و معاد و معرفت بخدا) من بر يقينم چيزى نيفزايم.

+ دیـــدگاه