ثبت دیدگاه

تحریم فناوری ها مشکلی را حل نمی کند

تلگرام

نوشتاری در باب مشکلات و مزایای فضای مجازی (تلگرام) / قسمت دوم:

تحریم فناوری ها مشکلی را حل نمی کند

۱۸ / دی / ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۶ ق.ظ

حال این افراد با این ویژگی های محیطی وارد فضای مجازی می شوند که اغلب ویژگی های آن در تضاد با محیط مجموعه فرهنگی است. اعضای یک مجموعه فرهنگی (با آن ملاحظات و ویژگی ها) با هر سن و سال و جنسیتی که دارند وارد یک گروه برای اظهارنظر و گفت و گوهای دو یا چند نفره می شوند. خیلی از افراد که در محیط هیئت امکان یا توانایی ارتباط با یکدیگر را ندارند، در اینجا به راحتی با هم مرتبط می شوند و با اشتراک گذاشتن مطالب افرادی خارج از گروه در گروه باعث آشنایی و ارتباط سایر افراد با آنها می شوند. در اینجا رهبر یا ناظری وجود ندارد که بر مطالب ارائه شده نظارت کند و اگر اعضای گروه مهارت مدیریت نداشته باشند، از هر دری سخن می گویند و موضوع ها مانند بیشتر گفتگوهای زنانه و میهمانی ها تغییر می کند و منقلب می شود. کسانی که همیشه پامنبری بوده اند، حالا باید در هر مسئله ای اظهارنظر کنند و چون این مهارت را فرا نگرفته اند، از مطالب دیگران استفاده می کنند. از اینجاست که می بینیم در یک گروه فرهنگی بیشتر مطالب کپی برداری شده است و یک مطلب به سرعت در گروه ها تکثیر می شود. نظرات و واکنش های افراد نسبت به مطالب ارائه شده هم به دلیل نداشتن مهارت گفت و گو، اغلب کلی نگر، احساسی و همراه با واژگانی قضاوتی( صحیح است/صحیح نیست، خوب است/ بد است) همراه است. کمتر کسی حوصله می کند مطالب را جز به جز و با دقت بررسی کند و اگر هم بررسی کند آداب اولیه گفتگو را رعایت نمی کند؛ کوچکتر به بزرگتر توهین می کند، جایگاه تشکیلاتی در نظر گرفته نمی شود؛ احترام گذاشتن به یکدیگر فراموش می شود و … این مسئله وقتی بیشتر خود را نشان می دهد که مطالبی خارج از موشوع های رایج در گروه مطرح شود. در این صورت همه خود را موظف به اظهار نظر در موضوعی می دانند که درباره آن هیچ اطلاعاتی ندارند.

از طرف دیگر هیئت ها و مراکز فرهنگی در بسیاری از عرصه ها اصلاً حرفی برای گفتن ندارند و طبیعی است که مطالب در آن عرصه ها از حیطه ی فکری دیگری منتشر می شود. در فضاهای فرهنگی و انقلابی موضوعات بیشتر حول مسائل سیاسی است؛ مسائلی که به خاطرنظارت و خود کنترلی کمتر در محیط هیئت بروز می کند و به خاطر جذابیت و همه گیری شان در این گروه ها بیشترین درصد موضوعات را تشکیل می دهند. در اینجا افت ها و آسیب های مباحث سیاسی هم بر فضای فرهنگی بار می شود و هزینه ها افزای می یابد (مباحث تند و تیز می شود، اظهارنظرات غیر تخصصی می شود، پای مسائل و مباحث شخصی به میان می آید، کینه ها و عقده ها به وجود می آید و…) یک نکته ی ظریف هم وجود دارد و آن خاصیت زمان و مکان است؛ کسانی که در یک هیئت دورهم جمع می شوند، زمان مشخصی را در هفته یا ماه برای هیئت در نظر می گیرند و غالباً فارغ از دغدغه های شخصی وارد هیئت می شوند و از بودن در آن لذت می برند اما سیال بودن زمان و مکان در گروه های اجتماعی که به خاطر حمل آن با تلفن همراه مقدور شده، باعث می شود افراد با ویژگی های مختلف جغرافیایی و تفاوت های شرایط زمان و مکان با هم به گفتگو بپردازند. به همین خاطر خیلی اوقات مباحث، احساسی و غیرقابل جمع بندی می شود. (مقایسه کنید کسی را که زیر کولر خانه اش نشسته و با آرامش بحثی را پیگیری می کند با کسی که در شرایط سخت محل کار در گرمای کلافه کننده و با اعصاب ناراحت به همان مطلب جواب می دهد)

این تضاد و مشکلات غالباً به خاطر ویژگی های ذاتی دو محیط (هیئت و تلگرام) به وجود می آید. بعید است کسی تحریم کامل این فناوری ها را در زمان حاضر راه حلی برای این مسائل بداند. تحریم از راه حل های مرسوم دهه ی هفتاد و هشتاد بود و در دهه ی نود مشکلی را حل نمی کند. فارغ از اینکه تجربه هم نشان داده است حتی با در نظرگیری دو گانه سنت و مدرنیته هر بار که یکی از مظاهر مدرنیته را تحریم کرده ایم. بعد از مدتی سرشکسته و پشیمان و با از دست دادن قدرت ایفای نقش به همان رجوع کرده ایم (از مثال های تاریخی قاشق و چنگال گرفته تا تلویزیون و کامپیوتر و موبایل) این به معنای پذیرش بی چون و چرای این ها نیست و همان طور که مثال ها اشاره شد بسیاری از این معضلات ناشی از ویژگی های ذاتی این فناوری ها هستند و برای حل مسئله باید دقیقاً از همان جایی شروع کرد که مسائل و مشکلات شروع می شود. مراکز و مجموعه های فرهنگی ما بعضی از مهارت ها را ندارند و در بعضی از عرصه ها کاملاً دست خالی و ساکت اند. برای روشن شدن موضوع کافی است به این سوال ها جواب دهیم؛ در عرصه های مختلف (غیر از عرصه مذهبی) چقدر حرف برای گفتن داریم و برای هر عرصه ای چه میزان محتوا داریم تا این محتواها در فضای مجازی هم ظهور و بروز پیدا کند؟

اگر هیئتی ها و پامنبری های ما قدرت تحلیل و نقد و بررسی تفکرات مختلف را داشته باشند چقدر از آسیب های گفته شده کاسته می شود؟( به شرطی که نقد و تحلیل را هم به جرم ملود تمدن جدید بودن تخطئه نکنیم) اگر آداب گفت و گو و جدال احسن را بلد باشیم و هر یک قدرت مدیریت مباحث و رسیدن از فرض به حکم و از مبدأ به مقصد را داشته باشیم چ میزان از مسائل مطرح شده خود به خود حل می شود؟ آیا مباحث سیاسی فقط در فضای مجازی منجر به توهین و تمسخر و کینه و عقده می شود و در فضای حقیقی و گفت و گوهای دورهمی می توانیم خیلی خوب باهم بحث کنیم؟

درفضای مجموعه ها و هیئت های فرهنگی چقدر توانسته ایم فرهنگ گفت و گو و حرف زدن را یاد بدهیم؟ و در یک کلام چه میزان توانست ایم از پامنبری هایمان منبری بسازیم و مونولوگ را به دیالوگ تبدیل کنیم؟ البته شکی در تفاوت عرصه های مجازی و حقیقی نیست، منبر به عنوان رسانه ای ارزشمند در دنیای امروز که جایگاه خاص خودش را دارد و کسی نمی تواند منکر اثربخشی آن شود. ویژگی ها و مقتضیاتی دارد که نقش ها و تفاوت هایی را بین مخاطب و متکلم ایجاد می کند. این نقش ها به درستی شکل گرفته اند. در یک جلسه سخنرانی یک پامنبری نمی تواند سخنان سخنران را نقد کند و این عیب و نقص را برای ممنبر ثابت نمی کند اما مگر ما در آموزش محدودیتی داریم؟ مگر دست و پایمان بسته است و نمی توانیم به مخاطبانمان فرهنگ درست حرف زدن، استدلال کردن، ادب داشتن و … را آموزش دهیم؟ و تاکنون چقدر این کار را با جدیت انجام داده ایم؟

بدیهی است که فضای مجازی( تلگرام به عنوان یک نمونه از شبکه های اجتماعی) خود دارای جهت گیری، نقائص و ضعف هایی است که مشکل ساز است. هرچند این ها کمتر از نیمی از ماجراست، اما برای ما مشکل ساز است، اگر به دنبال راهی برای حل آن نباشیم. این چیزی نیست که راه حلی برای آن نداشته باشیم، همان طور که هم اینک نیز بسیاری از گروه های فرهنگی توانسته اند مشکلاتی نظیر سیال بودن زمان و مکان، خارج شدن مباحث از چارچوب مدنظر و یا وجود نداشتن رهبر یا مدیر در گروه را با وضع قوانین قراردادی و تضمین های اخلاقی حل کنند، با ارائه ی راه حل می توان از مشکلات کاست و به مزایا افزود.

همان طور که گفته شد بسیاری از مشکلاتی که در مواجهه با فضای مجازی داریم نه از ذات این فضاها که از خود ماست و تا خودمان را اصلاح نکنیم باید متحمل آسیب های بیشتری از این فضا شویم.

آینه چون عیب تو بنمود راست

خود شکن آیینه شکستن خطاست

این مسئله وقتی برای ما اهمیت پیدا می کند که عمیقاً به این نکته ی مهم پی ببریم که راه حل دیگری در مواجهه با این ابزار نداریم و هرقدر دیرتر به فکر حل مسئله بیفتیم احتمال پیروی مان کمتر می شود. اهمال کاری ها و سهل انگاری های ما به خاطر این است که مسئله را در دوراهی ورود یا نحریم می بینیم و هر جا در زمینه ورود به این عرصه ها با سختی ها که جزئی از هر فعالیتی است روبرو می شویم، به راحتی با انتخاب راه تحریم و ارجاع مشکلات به همان دو گانه ی سنت و مدرنیته تمدن غرب و لزوم تمدن سازی و … (مباحثی که البته در جای خود مفید است و در غیرجای خود مضر) تکلیف را از دوش خود برمی داریم، بدون اینکه مسئله ای را حل کرده باشیم.

نویسنده: محمد حسین اعتزازیان

+ دیـــدگاه