ثبت دیدگاه

تنها راه پیشرفت مردم ایران، رجوع به مکتب امام است

بهشت_5_11 (7)

گفت و گوی عاشوراییان با حجت‌الاسلام موسویان / قسمت اول:

تنها راه پیشرفت مردم ایران، رجوع به مکتب امام است

۲۵ / فروردین / ۱۳۹۴ - ۸:۱۲ ب.ظ

حجت‌الاسلام والمسلمین موسویان؛ سالهاست خطیب و همراه مجموعه فرهنگی عاشوراییان هستند و مدتی جلسات هیئت هفتگی بهشت با حضور ایشان و موضوع شرح حدیث عنوان بصری برگزار شد. بنابراین خبرگزاری داخلی مجموعه برآن شد مصاحبه‌ای پربار و پرمحتوا در روزهای پایانی سال علی رغم مشغله‌های بسیار آقای موسویان، در دفتر ایشان واقع در مجموعه ساحت نور ترتیب دهد و از دیدگاهشان در باب فعالیت فرهنگی و عاشوراییان جویا شود.

فعال فرهنگی باید نسلی را در سطح انقلاب پرورش دهد

-وظیفه یک فعال فرهنگی چیست؟

مقام معظم رهبری در جلسه‌ی خاتم‌الاوصیاء و جبهه فکر فرهنگی متذکر شدند که یک فعال فرهنگی باید بنا داشته باشد خود را در ستاد تعریف کند نه امور اجرایی صرف و اگر کسی کارش ستادی باشد، کارش در ظاهر سر و صدایی ندارد اما در باطن، نیرویی در تراز انقلاب اسلامی تربیت می‌کند. با این نگاه یک فعال فرهنگی کسی است که بتواند بسیار آرام و دور از غوغای زمانه، نسلی در سطح انقلاب اسلامی را پرورش دهد.

ظلمت زمانه را به خوبی بشناسید

- ویژگی هایی که یک فعال فرهنگی باید داشته باشد چیست؟

یک موقع باید فرهنگ را معنا کنیم، امروزه مشکل اساسی این است که گرفتار روح غرب‌زدگی شده‌ایم و این روح غربی، حتماً بستری برای تفکر در عالم غربی ایجاد می‌کند و آرام آرام فرهنگ ما را غربی کرده و حالا اگر کسی در فرهنگی که گرفتار غرب است بخواهد کار فرهنگی انجام دهد، باید اولین ویژگی‌اش این باشد که ظلمت زمانه را به خوبی بشناسد. شاید بزرگ ترین ضعف تمام جریان های فکری و فرهنگی کشور مسئله ظلمت زمانه یا به تعبیری مکرِ لیل و نهار، مکری که در دل زمانه اتفاق افتاده و همه گرفتار آن شده‌اند و به تعبیری ظلمت آخرالزمان است. پس اولین و بزرگ ترین ویژگی این است که ظلمت زمان را بشناسد. در مرتبه دوم، بداند که نسل را به کجا می‌خواهد برساند و هدف مدنظر او کجاست، آرمانی‌ترین وجه برای جامعه کجاست و فکر کند چگونه می‌تواند نسل را از ظلمات به نور توحیدی متصل کند.

سومین ویژگی، شناسایی اینکه خداوند در این زمانه برای گذر از ظلمات چه راهی قرار داده است و این راهها را بشناسد. به تعبیری مقام ثابتِ عصر، اسمِ اعظم زمانه که بتواند در ذیل اسم او این مسئله را حل کند. ما معتقدیم که اسم اعظم زمانه که هادی مطلق است و نمی‌گذارد که شما در فضای دینی گرفتار افراط و تفریط شوید، امام خمینی و مکتب امام است که مقام معظم رهبری فرمودند: تنها راه نجات و پیشرفت مردم ایران، رجوع به مکتب امام است. با این نگاه، می‌توان سه ویژگی اساسی را مدنظر قرار داد. به نظر بنده چهارمین ویژگی این است که بتواند با منشایی که امام با حقیقت ارتباط پیدا کرده است، مرتبط باشد تا بتواند ذیل امام کار اساسی را انجام دهد. اگر کسی می‌خواهد اهل بیت را تبیین کند، باید ذیل اهل‌البیت قرار گیرد، ذیل اهل‌البیت حتماً یک فرهنگ متناسب می‌خواهد. کسی که می‌خواهد مکتب امام را به تبیین درآورد و ویژگی یک فعال فرهنگی را داشته باشد، باید شخصیت او مثل شخصیت امام در مرتبه نازله باشد، کل امام نیست اما همان نورانیت را در مرتبه نازله دارد. به تعبیری، خداوند راه انقلاب اسلامی را به قلب امام اشراق کرده است.

کسی که می‌خواهد فعال فرهنگی باشد باید اهل اشراق باشد چون خصوصیت امام اشراقی است، کسی که دغدغه کار فرهنگی در مکتب امام را دارد باید جنسش اشراقی باشد. برای شناخت اشراق دو کتاب از استاد طاهرزاده را به شما توصیه می‌کنم: جایگاه اشراقی انقلاب اسلامی در فضای مدرنیسم و سلوک ذیل شخصیت امام. کسی که می‌خواهد قلب اشراقی داشته باشد باید دارای این خصوصیات باشد:

۱- ظلمت زمانه را بفهمد ۲- بداند که هیچ یک از راههای پیشنهاد شده امروز راه نجات جامعه نیست ۳- قائل به خدای هادی است که هر لحظه هدایتش را در عالم هستی گسترش می‌دهد و همه عالم تحت قدرت اوست ۴- تماماً دل به حق داده تا خداوند راه را در قلبش باز کند و این جاست که تعبیر روایی خطبه ۱۹۲ نهج‌البلاغه است” عباد ناجاهم فی الفکر” خداوند با فکر آنها نجوا کرده است ، خداوند با ذات عقلشان صحبت کرده، وجودشان حق است و چیزی جز حق نیست. آنچه در مسیر برایش باز شده از خودشان نیست همه از حق است و ظهور حق است اینها خصوصیات اشراقی است.

لازمه حیات توحیدی ما، کار فرهنگی است

- از منظر جنابعالی کار فرهنگی چرا و چگونه باید انجام گیرد؟

چه کسی است که قائل به کار فرهنگی نباشد؟ حضرت علی (ع) می‌فرمایند:”العقول‏ أئمّة الافکار، و الأفکار أئمّة القلوب، و القلوب أئمّة الحواسّ، و الحواسّ أئمّة الأعضاء، خردها راهبران اندیشه‏هایند، و اندیشه‏ها راهبران دل ها، و دل ها راهبران حس ها، و حس ها راهبران اندام ها”. عقل رییس تفکر، تفکر رییس قلب، قلب رییس حس، حواس رییس اعضا است. عالم افراد جای عقول آنهاست، عالمشان تفکرات آنهاست. عقل رییس تفکر و تفکر رییس قلب است با این نگاه در نگاه تمدنی، عالم افراد تفکرات آنها را می‌سازد و تفکرات، فرهنگ را و فرهنگ، سبک زندگی و سبک زندگی(که حواس است) تمدن (ظاهر زندگی، اعضا) را می‌سازد. اگر فکری درست صورت گیرد حتماً به تمدن تبدیل می شود. همانطور که تمدن غرب عکس این را نشان داد، تمدن غرب با آمدنش آرام آرام سبک زندگی خود را به بشریت داد و ناخودآگاه با آمدن سبک زندگی غربی فرهنگ غربی را برایتان به همراه آورد.

اگر تمدنی بخواهد ایجاد شود لازمه آن این است که براساس تفکرات به فرهنگ برسد و از آن طرف اگر تمدنی بخواهد اثرگذار باشد، فرهنگ ایجاد خواهد کرد. همیشه اندیشمندان و متفکران به مسئله فرهنگ به عنوان مسئله اساسی و جدی نظر انداختند با تعاریف مختلفی که از فرهنگ آداب و رسوم، ارزشها، ضدارزشها و امثال آن دارند که در فضای تفکر مطرح شده است. آن چیزی که می‌خواهیم مطرح کنیم این است که اگر بناست، فرهنگ حقیقی که فرهنگ توحیدی است، در صحنه باشد حتماً باید تقابل اساسی با فرهنگ شرک؛ که فرهنگ غرب است وجود داشته باشد. لازمه حیات توحیدی ما، کار فرهنگی است و کار فرهنگی یعنی تقابل با فرهنگ شرک. می‌توانیم دقیقاً به مسئله شرک پرداخت اما فکر می‌کنم همین اندازه کفایت می‌کند. برای کار فرهنگی ابتدا باید عالم انسانها را عوض کنیم، وقتی عالم انسانها را عوض کردیم، فرهنگ حقیقی ظهور پیدا می کند. اگر امروز با فرهنگ و روح تمدن‌‌گرای غربی یا غرب‌زده مواجه هستیم علت آن این است که ناخودآگاه عالم ما شکل گرفته و تا عالم ما بر این اساس شکل گرفته، تفکراتمان بر همین اساس شکل می گیرد و فرهنگمان را به همین سمت سوق می‌دهد.

این گپ و گفت ادامه دارد…

+ دیـــدگاه