ثبت دیدگاه

صوت فاطمیه ۲۰ بهمن ۱۳۹۷

shab 2 (11)

صوت فاطمیه ۲۰ بهمن ۱۳۹۷

۲۳ / بهمن / ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۹ ق.ظ

ویژه برنامه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
سخنران: حجت الاسلام زائری
مداح : برادر محمد طالبی

سخنرانی / ویژه برنامه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
روضه/ روضه حضرت زهرا سلام الله علیها
شور/ به نام نامی عشق تویی حسین جانم
سنگین/ حیدر سرور ماست زهرا مادر ماست
سنگین/ قصه ی سو سو زدنت، یه گوشه زانو زدنت

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث ما به اینجا رسید که پیامبر (ص)، حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) همه ابعاد یک حقیقتند. همه برای یک مأموریت و آن مأموریت هم نجات انسان می‌باشند. پیامبر(ص) تمثل عقلانیت، حضرت علی(ع) تمثل عدالت، حضرت زهرا(س) تمثل معنویت هستند که این سه رکن باور و اعتقادها را تشکیل می‌دهند. این سه رکن هر سه با هم کامل هستند. اینکه پیغمبر آخرین و مهمترین رسالت خودشان را با تأکید بر این سه رکن کامل کردند یعنی همان جمع بین قران و اهل بیت. تأکید بر همراه دانستن قران و اهل بیت. به پیغمبر دستور داده شده که ای پیامبر مهمترین مرحله رسالت تو همین تأکید بر همراهی قران و اهل بیت است اگر این را نتوانی اثبات کنی رسالتی انجام نداده‌ایی. اگر این پیام را به مردم ابلاغ نکنی گویااصلا رسالتی نداشته‌ایی و این پیام اینست « اِنّی تارکٌّ فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتی ما ان تمسکم بهما لن تذلو بعدی اَبدا». من دو یادگار با ارزش بر شما باقی می‌گذارم، قران کتاب خدا و اهل بیت. جناب حائیه عذری برترین و والاترین و بی نظیر ترین قصیده را در مدح اهل بیت سرائیده که این قصیده زیباترین شعر آئینی هست که تا کنون سرائیده شده که مرحوم حاج شیخ محمد حسن نجفی صاحب کتاب جواهرالکلام آرزو کرده که ای کاش جواهر از نامه اعمال من پاک می‌شد و به جای آن قصیده جناب عذری قرار می‌گرفت. این قصیده نزدیک به ۶۰۰-۷۰۰ بیت آن باقی مانده از ۹۰۰ بیت و بسیار زیبا و پر معناست. جواهرالکلام مهمترین کتاب فقهی است. ۴۰ -۵۰ جلد کتاب، اساس درسهای فقهای ماست و اینقدر مهم است که فقه ما را می‌گویند فقه جواهری. یک دایرة المعارف مهم فقهی است، که این جناب نجفی تازه با این اوصاف آرزو داشته صاحب این قصیده می‌بود. در وصف حضرت علی (ع) آمده، یا علی قران خدا تویی، قران در وصف توست، تمام قران نسخه مکتوبی است از حقیقت وجود تو یا علی. جا دارد به قران گفته شود علی صامت. کما اینکه به علی می‌‌گوئیم قران ناطق. پیامبر(ص) می‌فرمایند اگر این قران و اهل بیت را با هم داشتید سعادتمند می‌شوید و اگر یکی را داشتید گمراهیست. حقیقت اینست که شیعه هم می‌تواند گمراه شود متأسفانه. واقعا ما به عنوان مسلمان، قران چقدر در زندگی‌مان نقش دارد؟ آنچه از دین می‌فهمیم اینست که ما برای چه دنیا آمدیم، نقشه و برنامه و دستورالعمل آمدیم. مأموریم از طرف خداوند، که همین اعتقاد و باور است که انسان احساس مسئولیت می‌کند. چه موقع انسان بی‌تفاوت می‌شود؟ زمانی که فقط به منافع خود فکر کنیم و وقتی بر این باور شدیم، خود به خود به این نتیجه می‌رسیم که ما یکبار به دنیا آمدیم عمری داریم و باید این عمر را فقط لذت ببریم و به فکر خودمان باشیم ولی دین ما این را نخواسته از ما که فقط به خود فکر کنیم. دین ما اولاً به ما آموخته ما فقط در این دنیا زندگی نمی‌کنیم بلکه دنیای دیگری هم هست، ثانیا فقط برای خودت نیامده‌ایی، یک نقشه‌ایی. خلقت خداوند مثل یک پازل است و ما هر کدام مثل قطعه‌ایی از این پازل هستیم. پس امت و جامعه اسلامی معنا پیدا می‌کند. پیغمبر چراغ عقلانیت را روشن کردند و به همه فهماندند که قرار است بسازند، بخشی از این مأموریت باشند. اهل بیت هم آمده‌اند انسان بسازند و اگر ما بتوانیم در این نقشه جایی داشته باشیم فاطمی هستیم. با شکوه ترین اتفاق عالم افتتاح بهشت است که توسط حضرت زهرا(س) صورت می‌گیرد، اگر می‌خواهیم ما هم همراه حضرت زهرا باشیم و ایشان ما را از شیعیان و دوستداران خود بدانند امروز باید اقدام کنیم. امروز باید تعلیم و تعلم داشته باشیم. حضرت زهرا خودشان تفسیر قران، تعلیم دین و معارف داشته‌اند، شاگردی ده بار مطلبی را از ایشان پرسید و آخرین بار عذرخواهی کرد و حضرت زهرا فرمودند من باید از شما تشکر کنم چون در قبال این تعلیم و آگاهی که به شما می‌دهم خداوند چنان اجر و مزدی بی پایان نصیب من می‌کند که شگفت است. الان ما هم باید برای تعلیم و گسترش آگاهی تلاش کنیم. امام رضا(ع) می‌فرمایند روایات و احادیث ما را به گوش مردم برسانید و ترویج دهید چرا که اگر بشنوند خودشان دنبال ما می‌آیند. اینکه در روایات آمده هر کس ۴۰ حدیث را به مردم یاد بدهد در روز جزا در این جایگاه والا محشور می‌شود به خاطر بالا بردن سطح آگاهی است. هر کس در راه خودش، استاد با تدریس، نویسنده با تألیف، معلم با تعلیم باید آگاهی بدهند. هر کس به اندازه خودش سهیم باشد. احساس مسئولیت و اینکه بی‌تفاوت نیستم، یعنی اینکه هر کس وظیفه‌ایی داشته و من هم باید مأموریت خودم را انجام بدهم. شخصی نزد امام صادق آمد و گفت دعا کنید من محتاج دیگران نشوم، امام فرمودند من چنین دعایی نمی‌کنم چون مردم همه برای هم هستند. همه وظیفه‌ای دارند و مهم اینست در نقش خودمان درست کار انجام بدهیم. هر کس هر جا که هست باید فرض کند جای او و کار او مرکز عالم است. اگر مهندس هستی فکر کنی مهم‌ترین کار دنیا را انجام می‌دهی، در هر کاری وظیفه‌ات را به خوبی انجام بده و این حس خوبی که به بقیه انتقال می‌دهیم زنجیر وار به هم منتقل می‌شود. همه فرق بین دیدن، نگاه کردن و خیره شدن را می‌دانیم، دیدن یعنی بی اختیار به چشم ما می‌خورد، نگاه کردن یعنی اختیار در آن است و خیره شدن یعنی با تمام وجود به چیزی یا کسی توجه می‌کنیم. شنیدن هم همینطور، شنیدن یعنی بی اختیار به گوش رسیدن، گوش دادن یعنی خودمان با اختیار گوش دهیم و گوش جان سپردن یعنی کاملاً خودمان را در اختیار موضوع قرار بدهیم. پس در روایات آمده اگر به چشمت خورد، نا خود‌آکاه دیدی یا بی اختیار شنیدی که کسی مشکل دارد و کاری می‌توانی انجام بدهی باید آن کار را انجام بدهی یعنی اینقدر تأکید بر مسئولیت دارد. ما برای رفع مسئولیت از خودکان گاه می‌گوییم ثابت نشده، باید تحقیق کرد، ولی می‌فرمایند همین که احتمال بدهی باید کاری بکنی و وظیفه‌ایی داری، البته بسیار دشوار است اما ما نمی‌توانیم بی‌اعتنا باشیم، چون ما می‌خواهیم فاطمی باشیم و الآن باید اینگونه ثبت نام کنیم. می‌فرمایند در جامعه هر کس از تو بزرگتر است پدر و مادر توست، همسن تو باشد خواهر و برادر توست و اگر کوچکتر باشد فرزند توست. اگر اینگونه باشد و همین حس را داشته باشیم، این جامعه، جامعه‌ی مودّت و رحمت است حتی اگر کافر باشند. مضمون روایت را به شعر در آورده‌اند: « بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی » اگر اینگونه شود همه با هم مهربان باشند و نسبت به هم مسئولیت پذیر باشند دیگر لازم نیست کسی حق کسی را بخورد، رشوه دهد و...ما چون خدا را دوست داریم نسبت به انسان مسئول هستیم دین ما اینگونه تربیت می‌کند که ما همه را برتر از خود بدانیم. کسی را قضاوت نکنیم. از کجا معلوم آن جوانی که در زندان است و مادرش فاسق است و پدری کافر دارد اگر به جای من که پدرم نماز شب می‌خواند و مادرم روضه سحرگاه و اینگونه ما بیدار می‌شدیم، بود بهتر از من نمی‌شد و حرف نمی‌زد و اگر من به جای او می‌بودم، بدتر از او نمی‌شدم. از کجا معلوم؟ پس قضاوت نکنیم و همه را دوست داشته باشیم و به هم کمک کنیم.
+ دیـــدگاه