ثبت دیدگاه

ماه مبارک رمضان ۲ تیرماه ۱۳۹۴

رمضان 94_شب دوم تا چهارم (1)

ماه مبارک رمضان ۲ تیرماه ۱۳۹۴

۱۰ / تیر / ۱۳۹۴ - ۹:۴۴ ق.ظ
جلسه سوم "خطبه ای که بدن ها را لرزاند!"
سخنران : حجت الاسلام مهدوی ارفع
و مناجات خوانی حاج محمد یزد خواستی

سخنرانی- در توحید بدنبال صفاتی باشید که خداگونه شوید.
مناجات خوانی(دعای ابوحمزه)-خدایا امید ما به تو خیلی بزرگ است.-حاج محمد یزدخواستی

بسم الله الرحمن الرحیم

مروری بر شرح فرازهای دوشب گذشته و جمع بندی کوتاه و مفیدی  از بخش ابتدایی خطبه ۸۳ : در فراز اول خداوند متعال را با چهار صفت جلاله اش ستایش کردند:۱-آنکه به واسطه قدرتش در برتری دارد. ۲- به واسطه آن که بخشنده تمام مخلوقات است پس از همه به آنها نزدیک تر است. ۳-خداوند است که در هر لحظه ای و به هر موجودی نعمت می دهد. ۴-خداوند است که همه بلاها را دفع و رفع می کند

با توجه به این فراز دو دلیل حمد کردن خداوند را از زبان امیرالمومنین : همه کرم خدا عطوفانه است که بدون درخواست و لیاقت ما انواع لطف ها را عطا می کند پس لایق حمد است. دیگری جریان نعمت و انعامش است که دائماً جاریست.

ذهن جایگاه معرفت خدا نیست

 برای تکمیل داستان توحید رجوع می کنیم به خطبه ۱۸۶ که خود مرحوم رضی می گوید در این خطبه اصول علمی ای آمده که در هیج جای دیگری نیامده است. حضرت علی علیه السلام در این خطبه می فرمایند کسی که کیفیتی برای خدا قائل باشد وحدانیت خدارا انکار کرده است وکسی که همانندی برای خدا قرار داد به حقیقت او نرسیده است حتی پیامبر اولوالعظم ما هیچ همانندی با خدا ندارد و اگر خدا را به چیزی تشبیه کرد به مقصد نرسید و آن کس که به او اشاره کند یا در وهم آورد خدا را بی نیاز ندانسته است؛ چرا که هر موجودی که قائم به ذهن باشد محتاج است و دیگر خدا نیست و لذا ما اصلا نمی توانیم خدا را تصور کنیم و جایگاه معرفت خداوند که ذهن نیست.

خدا سازنده ای بدون نیاز به ابزار است

روایت فوق العاده ای در اصول کافی از امام باقر علیه السلام هست که هر تصوری از خدا را در ذهن خود تمیز دهید و مردود است. هرچه که ذاتش شناخته شده باشد آفریده شده است چون وقتی من یک چیزی را می شناسم یعنی بر او احاطه پیدا کرده ام پس برای او حد ومرزی قائل شده ام پس محدود وخلق شده است و آنچه در هستی به دیگری متکی باشد دارای آفریننده است و خودش خالق نیست وخدا سازنده ای بدون نیاز به ابزار است.

هستی خدا برتر از زمان است

خداوند بی نیاز از یاری دیگران است چون دیگرانی نیست که او را یاری دهند آن ها هم مخلوق اویند، با زمان همراه نبوده چون زمان بعد چهارم ماده است .خدایی که خود ماده را خلق کرده هستی او برتر از زمان است و وجود او بر نیستی مقدم است و ازلیت او را آغازی نیست.

( در خصوص سوال یکی از حضار که گفته می شود خدا غضب می کند مگر در خدا تغییر هم ایجاد می شود توضیح دادند) با توجه به این خطبه اولا حرکت و سکون در او راه ندارد زیرا او خود حرکت و سکون را آفریده است، چگونه ممکن است آنچه را که او آفریده در خود اثر کند یا خود از پدیده های خویش اثر پذیرد، اگر چنین شود ذاتش چون دیگر پدیده ها تغییر می کند و اصل وجودش تجزیه می پذیرد و دیگر ازلی نمی تواند باشد و هنگامی که به فرض محال آغازی برای او تصور شد پس انجام و پایان هم دارد.

خدا حرف می زند نه با زبان، کام و دهان. می شنود نه با گوش و ابزار شنوایی. حضرت در جایی دیگر درباره خشنودی و غضب خداوند فرمایند مانند ما نیست که در آن واحد تغییر کند. وقتی می گوییم غضب می کند یعنی در فعل او نمایان می شود نه این که خودش تغییر کند بلکه تو را تغییر می دهد عمل و فعل او تغییر می کند نه خودش.

(به قسمتی از دعای ابوحمزه اشاره شد و نکته مهمی را بیان داشتند) ما در بحث توحید دنبال صفاتی هستیم که به قول شهید بهشتی خداگونه شویم، در این دعا نکته ای است که خدایا من انسان کاملی نیستم به خطا مرتکب جرم و معصیت هایی می شوم که اگر پرده حیا و آبروی من را کنار بزنی چیزی برای من نمی ماند، تو بر روی رفتار من یک پرده پوشی کن.

+ دیـــدگاه