ثبت دیدگاه

«کار برای خدا» شعار امسال عاشوراییان

وحید ملتجی

رییس شورای سیاست گذاری عاشوراییان

«کار برای خدا» شعار امسال عاشوراییان

۲۳ / فروردین / ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۸ ب.ظ

وحید ملتجی در اولین جلسه اعضای عاشوراییان در سال ۹۳ با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری، بر اهمیت فعالیت مجموعه های مردمی خودجوش تاکید کرد.

دل های پاک و زلال پیش برنده جریانات فرهنگی

وحید ملتجی با بیان این مساله که کار عاشوراییان با دل پیش می رود و طبیعتا بر اساس دل ها حرکت می کند گفت: «کار فرهنگی وقتی موثر است که با دل پیش برود. سیستم اداری و چارت و نمودار هر چند در جای خودش لازم است ولی پیشبرنده حرکت، قلوب و دل هایی است که هر کدام صاف، پاک و زلال هستند و هنگامی که به هم متصل می شوند یک جریان ایجاد می کنند. این جریان آنقدر قوی هست که در یک جایی ۷۲ نفر دور حضرت اباعبدالله علیه السلام را می گیرند و آن قیام حاصل می شود و نمونه تاریخ معاصرش پیرامون امام خمینی (ره) شکل می گیرد و در زمان حاضر پیرامون مقام معظم رهبری. و هیچ چیز دیگر نگهدارنده نیست مگر این دل ها که در کنار هم هستند. جلسه امروز هم فلسفه اش همین است که یک بار دیگر این موضوع را به همدیگر یادآوری کنیم و این جمع پر شور داخلی که الان دور هم جمع شده ایم بر اساس این روایت از معصوم است که می فرمایند وقتی مومنین در کنار هم قرار گرفتند ارتباطاتی بین قلوب، افکار و ارواح آنها برقرار می شود و صفات نیک و پسندیده را به همدیگر منتقل می کنند. انرژی و نیرویی تولید می شود که می تواند انسان را تا مدت ها پیش ببرد. این جلسه رسم هر ساله ما بوده است که البته امسال به صورتی متفاوت برگزار شد. خداوند را شاکریم که در فضای خوبی که مجلس حضرت زهرا سلام الله علیها در آن برگزار شده است این اتفاق می افتد».

گریه و توسل نیاز اصلی سال ۹۳

رییس شورای سیاست گذاری عاشوراییان افزود: «در سال ۹۳ به چیزی که بیش از هر مساله ای احتیاج داریم دو مقوله است: یکی گریه و دیگری توسل. در طی این سال ها همه چیز را آزمایش کرده و نتیجه اش را دیده ایم. منتهی این دو مقوله تا وقتی در کنار کاری که می خواهیم انجام دهیم قرار نگیرد، کار پیش نمی رود و با برکت و عمیق نمی شود. امسال به این دو بیش از همه نیاز داریم. و هر کدام از ما در هر جایی قرار گرفته ایم نیاز اصلی مان همین است».

وحید ملتجی

«نشست جدی» 

وی در ادامه گفت: «همانطور که می دانید حضرت آقا امسال را اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نام گذاری کرده اند. من با بعد اقتصادی آن امروز خیلی کاری ندارم منتهی بعد فرهنگی آن برای همه ما مهم است. البته تحلیل ها و تفسیر هایی نیز هست که چرا آقا امسال را اینطور نام گذاری کرده اند؟ چرا اقتصاد و فرهنگ؟ این دو با هم چه ارتباطی دارند؟ یک عده هم دنبال کشف این ارتباط هستند. که به این هم کاری نداریم.

چون منظور آقا اقتصادِ فرهنگ که نبوده است. در سخنرانی در صحن قدس رضوی اقتصاد را جداگانه یک ساعت توضیح که دادند بعد از آن گفتند این فرهنگ از آن مهم تر است و فرهنگ را تشریح کردند.

این بُعد از عنوان سال تا حدودی به ما به عنوان یک مجموعه فرهنگی بر می گردد. دلایلی هم دارد تفاسیری هم دارد. یکی از آن دلایل این است که وضعیت سیاسی کشور تغییر کرده و آقا قطعا راجع به فرهنگ نگرانی دارند؛ این نگرانی را هم قبلا گفته اند و امسال را هم با این عنوان نام گذاری کردند که به نظر می رسد این ها با هم مرتبط است و آقا نگران این مساله هستند و رسما اعلام کرده اند. وقتی این موضوع بشود شعار سال طبیعتا کل کشور راجع به آن حساس می شوند.

دلیل دیگر هم این می تواند باشد که حضرت آقا به این رسیده اند که احتمالا گروه های خود جوش مردمی به یک پتانسیل و ظرفیتی رسیده اند که حالا می شود بار روی آن سوار کرد. و این را رسما اعلام کردند.

برای اولین بار هست که رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی رسمی شان این مطلب را عنوان می کنند و گروه های خود جوش مردمی که در عرصه فرهنگ فعالیت می کنند را مورد خطاب قرار می دهند.

جمله را شنیده اید. فرمودند: «امّا آنچه نقطه‌ی مهم‌تر عرض من است، خطاب به جوانهایی است که در سرتاسر کشور فعّالیّتهای فرهنگی را به صورت خودجوش شروع کردند که بحمدالله خیلی هم وسیع شده است. من میخواهم بگویم آن جوانهایی که در تهران، در شهرهای گوناگون، در استانهای مختلف، در خود مشهد، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی میکنند، با اراده‌ی خودشان، با انگیزه‌ی خودشان ـ کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطّلاع پیدا کردیم ـ کار را هرچه میتوانند به‌طور جدّی دنبال کنند و ادامه بدهند. بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوانهای مؤمن و انقلابی، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملّت، ایفا کرده است». (۰۱/۰۱/۱۳۹۳)

این که جلسه امروز را «نشست جدی» نام گذاری کردیم هم بر گرفته از همین سخن رهبر است».

«کار برای خدا»

وحید ملتجی افزود: «خوب این پاراگراف برای اولین بار توسط آقا مطرح شد و طبیعتا رسالت ما متفاوت می شود. ما در سال های ابتدایی عاشوراییان تلاشمان این بود که مقوله ای به نام کار فرهنگی را در کشور به رسمیت بشناسند؛ و می خواستیم به کار فرهنگی حرفه ای نگاه کنیم. الان این مساله به جایی رسیده که خود مقام معظم رهبری به این صورت برای این گروه ها اهمیت قایل شده اند. تا قبل از این ایشان شخصا این نگاه را داشتند. مثل آن دیداری که در آبان ۸۶ رفتیم و ما را به عنوان یک گروه پذیرفتند و نکات شان را به ما گفتند. ولی این که دیگر به صورت رسمی همه را خطاب قرار بدهند اهمیت مسال را نشان می دهد».

وی ادامه داد : «امروز در جایی هستیم که رهبر جمهوری اسلامی بعد از این سال ها که از انقلاب می گذرد این گروه ها را مورد خطاب قرار می دهند و فکر می کنم از این جا به بعد خود ایشان فرماندهی این گروه ها را رسما بر عهده می گیرند و با این پیام واضح و روشنی که به ما و سایرین در این حوزه دادند و مساله را اینطور مطرح کردند یعنی دستگاه های حاکمیتی هم باید بدانند که یک چنین جریانی وجود دارد. این جریان، جریان گروه های خود جوش مردمی مثل عاشوراییان است که دارند در این مسیر حرکت می کنند. از این زاویه این مساله یک نقطه عطف است».

ادامه سخنان وحید ملتجی رییس شورای سیاست گذاری عاشوراییان در این جلسه در زیر آمده است:

در این راستا خیلی فکر کردیم که امسال چه بکنیم. مشورت هم کردیم. به خصوص برای اینکه ما یک نماد و شعاری داشته باشیم. شعار سال ما به این منظور نیست که رهبر یک شعار برای سال عنوان کردند ما هم یک شعار داشته باشیم. نه؛ بلکه ذیل آن جایگاه خودمان را تعریف می کنیم. نهایتا به این رسیدیم که ما باید جهاد فرهنگی داشته باشیم و در این شکی نیست. اما ویژگی مهم و نقطه اساسی و مهم جهاد فرهنگی کجاست که ما باید آن را هدف قرار بدهیم؟ طبق صحبت هایی که آقا داشته اند به این رسیدیم که کلید واژه کار فرهنگی و جهاد فرهنگی «کار برای خدا» است. یعنی وقتی جهاد فرهنگی را باز می کنیم و آنالیز می کنیم می بینیم اصلی ترین چیز و درون مایه آن کار برای خدا است.

حضرت آقا می فرمایند: «هر کس براى خدا کار کند، خدا هم تمام امکانات و علم و قدرت خودش و سنتهاى آفرینش را در خدمت او قرار خواهد داد». (۱۶/۰۵/۱۳۹۱) ما براى خدا مجاهدت میکنیم، قدم براى خدا برمیداریم، همه‌ى تلاش خودمان را به میدان مى‌آوریم؛ ما براى تکلیف کار میکنیم؛ (۱۴/۰۳/۱۳۸۹) بارها امام گفتند که ما براى نتیجه اقدام نمى‌کنیم، ما براى وظیفه اقدام مى‌کنیم. ما اقدام مى‌کنیم براى این‌که وظیفه‌مان را انجام داده باشیم. البته خداى متعال اگر از روى اخلاص باشد ما را به نتیجه هم خواهد رساند». (۰۲/۰۷/۱۳۶۴)

این آن ریشه اصلی و اساسی است که باید در کارمان لحاظ کنیم. از این جهت «کار برای خدا» را به عنوان شعار سال ۹۳ انتخاب کردیم. به چند جهت: اول اینکه حواسمان جمع باشد هر کاری داریم می کنیم اصل ماجرا این است (کار برای خدا) و آن را فراموش نکنیم. اگر توسعه ای پیدا می شود، پیشرفتی حاصل می شود، خداوند کمک می کند. در شهر کار ما را می بینند، توفیق حاصل می شود، آدم ها می آیند، دل ها با همدیگر گرم می شود، رشد های ظاهری که می کنیم، حواسمان باشد ماجرا اینجاست. دیگر اینکه یک مقداری خالصانه تر کار کنیم. هر کاری انجام می دهیم خودمان خلوص آن را بسنجیم. دستگاهی برای سنجش این موضوع وجود ندارد. پس هر کس باید خودش یک معیار داشته باشد. «کار برای خدا» یک معیار است. برای اینکه هرکس هر کاری در هر نقطه ای انجام می دهد یک بار با خودش مرور کند ببیند این کار برای چه کسی برای چه چیزی است؟ می خواهیم چیزی را به دیگری ثابت کنیم؟ خودمان را می خواهیم نشان دهیم؟ یا کار را برای خدا داریم انجام می دهیم؟

هدف نهایی هم که در نظر داشتیم این است که ارتباطمان با خداوند استمرار داشته باشد. بارها عرض کرده ام که بزرگی به ما گفت که هر کاری دارید انجام می دهید بدانید آن کار را دارید برای سرای آخرت ذخیره می کنید. در همان لحظه حواستان به این باشد. و بخیل هم نباشید. این را فقط برای خودتان نگذارید. برای تمام اقوام و گذشتگان و پدر و مادر و خواهر و برادر نیت کنید و آن کار را از طرف آنها انجام دهید. مثل صدقه که با نیت می دهید این کارها را هم با نیت انجام دهید».

«۵۰۰ مبارز»

سال ۹۳ سالی است که باید عزم هایمان را قوی تر کنیم. آخرین سالی است که قول داده ایم حرکت دوم را پس از آن شروع می کنیم. یعنی قرار است عاشوراییان از ابتدای ۹۴ دیگر رسما کار اصلی و رسمی اش را انجام دهد. الان هم دارد کار می کند. منتهی الان مثل ماشینی هستیم که در جا کار می کند و گاهی حرکتی هم دارد ولی هنوز در کورس مسابقه نیافتاده ایم. سال ۹۴ ابتدای این حرکت است پس الان ما باید خودمان را از این جهت چه به لحاظ فکری و چه به لحاظ تکنیکی تقویت کنیم. البته سال ۹۲ دوستان زحمت کشیدند کار را به حدی رساندند. می خواهیم در سال ۹۳ این اتفاق بیافتد که همه با فکر اندیشه و برنامه مشخص کاملا آماده شوند. و از همین جا بود که آن گردان ۵۰۰ نفره را در نظر گرفتیم؛ امسال سال شکل گیری آن گردان است. عنوان این گردان هم «۵۰۰ مبارز» نام گذاری شد که این انتخاب هم بر اساس فرمایشات فرمانده کل بوده است. برسیم به ۵۰۰ مبارز که هر کدام با تخصص و توان خودشان در یک گردان کنار یکدیگر قرار گرفته اند. امسال باید جذب مان جذب حداکثری باشد. تا می توانیم نقاطی که می توانیم با آنها به هم جوش بخوریم را ببینیم. نقاط اختلافی را نبینیم. تعاون و همکاری در ما زیاد شود. حضرت آقا سه ویژگی را می فرمایند گروه ها باید داشته باشند. ۱) حسد نورزیدن ۲) رفت و آمد داشتن، جمع شدن دل ها با همدیگر تالیف قلوب ۳) همکاری و تعاون.

کار برای خدا که می گوییم منظور از این کار که می گوییم چیست؟

این هم از فرمایشات آقا استفاده می کنم. کار جهادی یعنی چه؟ آقا این را مشخص کرده اند و شاخص های آن را گفته اند: «عبارت است از نیت الهی مبتنی بر علم و درایت از موانع عبور کردن بی قانونی نکردن موانع کوچک را بزرگ ندیدن آرمان ها را فراموش نکردن شوق به کار داشتن. بعد یک جمله دارند که می فرمایند: در زمینه‌ى خدمت، کار را باید جهادى کرد؛ جهادى به معناى بى‌قانونى نیست. من آدم دعوت کننده‌ى به بى‌قانونى نیستم؛ بشدّت ضدّ این بى‌قانونى هستم، امّا معتقدم در همان چهارچوب قانون، دو جور میشود کار کرد: یک کار کار مرسوم ادارى، یک کار کار جهادى. کار جهادى یعنى از موانع عبور کردن، موانع کوچک را بزرگ ندیدن، آرمانها را فراموش نکردن، جهت را فراموش نکردن، شوق به کار؛ این کار جهادى است. کار را باید جهادى انجام داد تا ان‌شاءالله خدمت بخوبى انجام بگیرد». (۰۶/۰۶/۱۳۹۲)

در ارتباط با اهمیت آن می گویند: « کسالت، کم‌کارى و تنبلى، یک انسان را، یک خانواده را، یک کشور و یک ملت را تباه میکند. همه باید کار کنند؛ کار جهادى». (۱۴/۱۱/۱۳۹۰)

چرا «۵۰۰ مبارز»؟

بعد آقا جهاد را تعریف می کنند: « معیارِ جهاد، شمشیر و میدان جنگ نیست. معیار جهاد، همان چیزى است که امروز در زبان فارسىِ ما در کلمه «مبارزه» وجود دارد. فلانى آدم مبارزى است؛ فلانى آدم مبارزى نیست. نویسنده مبارز؛ نویسنده غیر مبارز. عالِم مبارز؛ عالِم غیر مبارز. دانشجوى مبارز و طلبه مبارز؛ دانشجوى غیر مبارز و طلبه غیر مبارز. جامعه مبارز و جامعه غیرمبارز. پس، جهاد یعنى «مبارزه».

 در مبارزه، دو چیز حتماً لازم است: یکى این‌که در آن جدّ و جهد و تحرّکى باشد. انسان در رختخواب یا در پستوىِ خانه که نمى‌تواند مبارزه کند! در مبارزه، باید جدّ و جهدى وجود داشته باشد. اگر چه در صُوَرى، مبارزه با نفس هم میدانهایى دارد؛ اما حالا مثالهایى که مى‌زنیم براى مبارزات اجتماعى و اینهاست. پس، اوّل این‌که در آن جدّ و جهد و تلاش و تحرّک باشد. دوم این‌که، در مقابلش دشمنى باشد.

 مبارزه، در آن‌جا که دشمن نیست، معنا ندارد. پس، جهاد متقوّم بر این دو رکن است: یکى این‌که در آن جدّ و جهد باشد؛ دیگر این‌که در مقابل دشمن باشد. اگر کسى علیه دوست جدّ و جهد کند، این جهاد نیست؛ بلکه فتنه و اخلال است». (۲۰/۰۶/۱۳۷۳)

«تکلیف خود سازی خودمان چه می شود؟»

سوال دیگری که در جهاد فرهنگی پاسخ داده اند این است که تکلیف خودمان رشدمان و خود سازی خودمان چه می شود. آیا کسی که جهاد می کند فقط برای دیگران کار می کند. پس تکلیف خودش چه می شود؟

می فرمایند: « جهاد، یعنى مجاهدت کردن و تلاش کردن. زندگى، یعنى این‌که ما این هدفها را ترسیم کنیم و ارزشهایى را که براى ما عزیز و محترم است، مشخص کنیم و بعد با همه‌ى قوا بکوشیم؛ اصلاً زندگى جز این معنى ندارد؛ والّا اگر انسان از ارزشهایى – آن ارزشها هرچه مى‌خواهد باشد – خالى باشد، به یک جماد تبدیل خواهد شد». (۲۹/۱۱/۱۳۷۰)

«شما با عمل خودتان مردم را به ایمان، به اسلام، به دین دعوت میکنید. این خدمت‌رسانى است؛ خدمت‌رسانى مادى و خدمت‌رسانى معنوى. از این مهمتر، خدمتى است که شما به خودتان میکنید؛ استعدادهاى درونى خودتان را فعال میکنید؛ به بالقوه‌هائى که در وجود شما هست، فعلیت میبخشید؛ تجربه پیدا میکنید؛ با زندگى مردم آشنا میشوید؛ این حصارهاى طبقاتى شکسته میشود؛ واقعیتهاى زندگى را لمس میکنید؛ در خودتان شعف و بهجت خدمت‌رسانى را احساس میکنید و این احساس را در وجود خودتان زنده میکنید. کسى که لذت خدمت و کار را بچشد، از کار خسته نمیشود…جوانى که این لذت را در وجود خودش کشف کرد، از خدمت خسته نمیشود؛ این هم فایده‌ى دوم که فایده‌ى بسیار بزرگى است». (۲۷/۰۵/۱۳۹۲)

در مورد بهره جهاد می فرمایند: «تلاش، جهاد و مجاهدت، از همه پسندیده و زیباست؛ بخصوص از کسى که ابزارِ این کار در اختیار اوست و مى‌تواند این جهاد را در بهترین جایگاه خود قرار دهد و از آن بهره ببرد. بهره مورد نظر چیست؟ آن بهره دو بخش دارد: یک بخشِ شخصى دارد که این اصلِ قضیه است. (این را توجّه کنید!) قسمت اعظمِ مجاهدت در راه خدا، براى شخصِ خودِ شماست. «علیکم انفسکم لایضرّکم من ضلّ اذ اهدیتم»(۲) اصل قضیه این است که ما باید به عنوان یک بنده خدا، از عهده بندگى خدا برآییم. یا مى‌توانیم که در این صورت، سر بلند و سعادتمند خواهیم شد؛ یا نمى‌توانیم که در این صورت، شقاوت است. تلاش و جهادى که مى‌کنیم، سازندگى، خودسازى و دیگر سازى، که به دنبالشان مى‌رویم، خدمتى که به خلق مى‌کنیم، اقامه عدلى که مى‌کنیم، حکومتى که به‌راه مى‌اندازیم، همه در درجه اوّل، براى این است که پیشِ خداى متعال به عنوان یک بنده بتوانیم عرض کنیم: «پروردگارا! ما حقّ بندگى تو را تا حدّى که توانستیم به‌جا آوردیم.» در دعا هست که «و جعل من ظنَّ به على عباده فى کفاء لتعزیة حقّه.»(۳) دعاى خوبى هم هست. احتمال این‌که صادر از معصوم باشد، زیاد است. (حالا سند دعا را درست نمى‌دانم.) «وجعل من ظنّ به على عباده فى کفاء لتعزیة حقّه.» یعنى «اگر آنچه را خدا منّت گذاشته و به ما داده است، به‌کار بیندازیم، کافى است که بتوانیم حقى را که برگردن ماست، ادا کنیم.» پس در درجه اوّل، تلاش مورد نظر است. در درجه دوم، مسائل دیگر مورد نظر است؛ مثل نجات بشریّت، اقامه حکومت عدل و حق و ایجاد راهى که بشر بتواند از آن راه به خدا و هدایت برسد. این تلاشها که اسم آوردم، مقدّمه‌اند براى این‌که ما بتوانیم پیش خداى متعال، حقِ‌ّ بندگى را ادا کنیم. البته حقّ بندگى هم جز با همین کارها ادا نمى‌شود. این‌که کسى برود، درِ اتاق را ببندد و فقط عبادت شخصى بکند، حقّ خدا را ادا نخواهد کرد. آن وظیفه و هدف شخصى، با فداکارى، تلاش، به فکر بندگانِ خدا بودن، خدمت به خلق خدا و اداى وظایف اجتماعى تحقّق پیدا مى‌کند و برآورده مى‌شود. توجّه کنید که این دو مطلب، با هم خَلط نشود. ». (۲۹/۰۶/۱۳۷۳)

امیدوارم ان شاالله این شاخصه هایی که حضرت آقا گفته اند در سال ۹۳ این ها را در خودمان پر رنگ کنیم و آماده باشید در صحبت های بعدی حضرت آقا در مورد این موضوع صحبت می کنند و به ما خط می دهند.

ما یک گروهی هستیم که جایمان جای مشخصی است. ترسیم کرده ایم و گفته ایم در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی. خط دهی های ما را هم حضرت آقا مشخص می کنند. اتصال ما و همه گروه های فرهنگی به ایشان البته با چند واسطه است. فکر می کنم در این سال ها این اتصال نزدیک تر خواهد شد. آماده ایم و منتظر روزی هستیم که این اتصال کامل برقرار شود و ما دقیقا بدانیم در مسیری حرکت می کنیم که آقا از ما خواسته اند.

+ دیـــدگاه