ashouraiyan
اگر ملت قيام كند
نگوئيد دشمن نيرومند است، دشمن دنيا را فرا گرفته، ما در مقابل اين دنيا چه ميتوانيم بكنيم؟ دشمن هر چي هم نيرومند باشد بايستي قيام كرد، بايد حركت كرد. البته در اين راه دو سرنوشت، يكي پيروزي ظاهري و يكي شكست ظاهري؛ يكي از اين دو سرنوشت در انتظار انسان است. يك قوانيني دارد تاريخ، اگر يك سلسله وظايف و كارهايي انجام بگيرد پيروزي نصيب خواهد شد بدون شك، اگر انجام نگيرد شكست عايد خواهد شد. آن روز اگر مسلمانها ـ نميگويم همه مسلمانها ـ فقط همان مردم دعوتكننده از امام حسين ـ يعني همان كوفيها ـ اگر همانها فقط مقاومت ميكردند و استقامت ميكردند امام حسين پيروز ميشد. اينجور نبود كه ما خيال كنيم كه حتماً بايد امام حسين در اين نبرد به شهادت ميرسيد. البته سرنوشت را امام حسين ميدانست، اما مردم در صورتي كه قيام ميكردند، حركت ميكردند، اراده ميكردند ميتوانستند اين سرنوشت را عوض كنند.



