ashouraiyan
خطبه ناخوانده
مرتضی امیری اسفندقه
حاجيان را گفت: آنجا كعبه عريان ميشود
در طواف كعبه آنجا جسمتان جان ميشود
حج منم، چشمانتان را وا كنيد اي حاجيان
كعبه بيمن از شما مردم گريزان ميشود
استطاعت هركه دارد ميشود ملحق به من
هركه نامرد است پشت كعبه پنهان ميشود
گفت: در ذيالحجة امسال شوري ديگر است
گفت:در ماه محرمّ عيد قربان ميشود
آمد و در كربلا با آشنايان خيمه زد
گفت با ياران كه: فردا ظهر طوفان ميشود
گفت با ياران: كه فردا خطبة ناخواندهاي
گرم از نهجالبلاغه باز عنوان ميشود
خطبه خواهد خواند فردا خواهرم بيذوالفقار
گفت: فردا كاخ ظلم از ريشه ويران ميشود
آمد و افتاد چشم حُر به چشم روشنش
مشكل حُر با نگاهي گرم آسان ميشود
حاجي از كاروان واماندهاي گرد حسين
يك شبه ميگردد و در كعبه مهمان ميشود
آمد و در كربلا حج را نمايش داد و رفت
آن نمايش همچنان بيپرده اكران ميشود!



